عنوان خبر   :

صادق دادمهر

آیا تغییرات دولت دوازدهم به معاونت امور تولیدات دامی هم می رسد؟!

دسته بندی :یادداشت
تاریخ ثبت    :17/5/1396
لینک خبر    : http://www.foodpress.ir/post.aspx?ID=4d78c8c4c5114955b852097b25342da9

صادق دادمهر

آیا تغییرات دولت دوازدهم به معاونت امور تولیدات دامی هم می رسد؟!

صادق دادمهر

با قبول ادامه مسئولیت وزارت جهاد کشاورزی توسط مهندس محمود حجتی، کوشنده­ای که به گفته یکی از همکاران طی مقاله ­ای؛ از هیچ کوششی برای کشاورزان و کشاورزی کشور کم نگذاشت، دامنه گمانه زنی­ ها در مورد اینکه چه کسی وزیر خواهد شد تا حد بسیاری کاهش یافت، گرچه بخش­های مختلف کشاورزی کشور هنوز علاقه خود را نسبت به این یا آن شخصیت برای سمت وزارت جهاد کشاورزی مستقیم و غیر مستقیم ابراز می­دارند و البته این ابراز علاقه­ ها با پسوند « ای کاش فلانی می­شد» بیان می­شود!

 به هر حال برای مهندس حجتی هم قبول این مسئولیت سنگین و دشوار است ولی به نظر می­رسد ایشان ابقاء شود.

ابقاء مهندس حجتی در این سمت الزاما به همین ادامه و ابقاء روش­ها و پیگیری دیدگا ه­های پیشین نخواهد بود. همان طوری که در تمامی بخش ­های اقتصادی دیگر کشور تغییر و تحول اجتناب ناپذیر است، تغییر در سیاست­ها و برنامه­های وزارت جهاد کشاورزی و به تبع آن، ساختار تشکیلات و مدیریت­ها در سطوح معاونت­ها نیز الزامی است، لذا معاونت­های مختلف وزارتخانه به اشکال گوناگون و از جمله با ارائه آمار و ارقام کمّی سعی دارند موفقیت خود را نشان دهند تا مگر بستر ابقاء را فراهم سازند در حالی که ارائه آمار و ارقام کمّی و افزایش تولید، حتی اگر درست و دقیق باشند شاخص ­های کوچکی برای اثبات موفقیت اداره امور و مدیریت یک معاونت به شمار می­روند.

طبیعی است که به نسبت رشد جمعیت و میزان سرمایه گذاری هر سال و هر دوره چهار ساله نسبت به سال گذشته و دوره پیش، رشد کمّی خواهی نخواهی حاصل می ­شود و در عین حال، ملاک برای ارزش گذاری این آمارهای کمّی میزان بودجۀ اختصاص یافته است. باید دید که بودجه تخصیصی یک معاونت طی 4 سال چند درصد رشد داشته است تا درصد افزایش تولید را با آن سنجید، زیرا تولید متکی به اعتبارات دولتی رابطه مستقیمی با میزان اعتبارات تخصیصی دارد و نمی­توان گفت الزاما حاصل مدیریت خلاق است.

حال پرسش این است: پس با کدام شیوه محاسبه می ­توان موفقیت یا عدم موفقیت در مدیریت و رضایت یا عدم رضایت بهره ­برداران را از یک معاونت تولیدی دریافت؟

طبعا شاخص ­های کیفی، رضایت عمومی بهره­ وران، وضعیت بازار و نوسان قیمت­ها، کمبودها یا تولید بیش از نیاز که غالبا بحران آفرین است و همچنین حجم صادرات به نسبت حجم کل تولید سالانه می­ تواند ملاک یک مدیریت « خوب» یا « بد» در یک معاونت باشد.

با این مقدمه طولانی و توصیف ضرایب کیفی باید دید مثلا در عرصه معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزی به چه موفقیت­هایی دست یافته­ایم و تا چه میزان تغییر مدیریت یا تغییر روش­های اداره امور الزامی است؟

در معاونت امور دام، در ابتدای فعالیت آن با بحران کمبود نهاده­ های دام و طیور و افرایش سرسام آور قیمت آنها مواجه بودیم که با همت و همکاری یکی دو شرکت وارد کننده مسئول در بخش خصوصی که دغدغه بحران در صنعت مرغداری را دارند و همراهی شرکتی خلاق، مبتکر، متخصص و وابسته به دولت این بحران در مدت کوتاهی برطرف شد که به همین لحاظ، نهاده­ها طی 4 سال گذشته با نوسان کمِ قیمت و به میزان کافی عرضه می­شوند، در کنار این موضوع، بحث­ هایی چون زنجیره ­های تولید با اهدافی که تعریف شد، عرضه مرغ سایز یا اندازه، جلوگیری از نوسان قیمت نهاده ­هایی چون جوجه یک­روزه و نهایتا نوسان قیمت گوشت مرغ و تخم مرغ برای مصرف کننده به گونه ­ای که تولید کنندگان با زیان انباشته مواجه نشوند به میان آمد.

آیا طی 4 سال گذشته، در این عرصه­ها موفقیتی حاصل شده است؟

افزایش ضریب تولید، کاهش قیمت تمام شده، رقابتی بودن قیمت فراورده ­های نهایی همچون شیر، گوشت قرمز، گوشت مرغ و تخم مرغ نسبت به قیمت­های جهانی یا حداقل منطقه، شاخص ­هایی هستند که با کمک آنها می ­توان « خوب و موفق» یا « بد و ناموفق» بودن عملکرد مدیریت معاونت امور دام را سنجید و موضوع تغییر یا ابقاء را به میان آورد.

آیا معاونت امور دام در اجرای این طرح­های کیفی و ساختاری در قالب مدیریت اجرایی موفق بوده است؟

نگارش این مطلب در حالی است که با قیمت 2600 تومانی جوجه یک روزه، گوشت مرغ بالای 8 هزار تومانی، تخم­ مرغ شانه­ای بالای 13 هزار تومان، گوشت قرمز بالای 45 هزار تومان و نهایتا شیری که روی دست دامداران مانده و از قیمت آن راضی نیستند، مواجه هستیم.

صادرات، به عنوان « دریچه تنظیم بازار»، منظم و حساب شده نیست و برعکس، تصادفی، هرازگاهی و متاثر از شرایط سیاسی و زد و خوردهای منطقه است. در چنین شرایطی می­توان گفت که یک مدیریت خلاق، مقتدر و مشرف بر فرایند تولید از ابتدا تا انتها بر وضعیت تولید و بازار دام و طیور کشور حاکم است؟

فضای عمومی تولید در میان مرغداران و دامداران، عاری از شادابی و توام با یأس و ناامیدی است، آنان به آینده امیدوار نیستند، بحث نوسازی و بازسازی واحدهای مرغداری تقریبا متوقف شده است، سازندگان و وارد کنندگان تجهیزات با رکود و بعضا ورشکستگی مواجه هستند و بعضی از آنان به رغم سابقه طولانی کنار رفته و یا واحد تولیدی خود را کوچک کرده ­اند، هیچگونه نظارت یا استانداردی در مورد ساخته­ها و تجهیزات، اعم از هیترها، فن­ها، آبخوری و دانخوری­ها در صنعت مرغداری و همین موضوعات ولی کمتر در صنعت دامپروری وجود ندارد.

بازاری آشفته و بی ضابطه بر تولید و عرضه این صنایع حاکم است، زیان این همه عدم نظارت و غیر استاندارد بودن کالاها و تجهیزات را مرغداران پرداخت می­ کنند و در قیمت تمام شده آنان تاثیر مستقیم دارد، سرکشی و نظارت بر ساخت تجهیزات دام و طیور و صنایع مرتبط خلاصه شده است در افتتاح و بازدید از نمایشگاه بین­ المللی مربوط که در حد یک نیمروز است! آیا در چنین شرایطی تغییر و تحول امری الزامی نیست؟

طبعا پرسش خواهد شد که چه نوع مدیریتی می­تواند جایگزین شود که این معایب و نارسایی­ ها برطرف گردد؟ باید گفت با شرایط به وجود آمده، مدیریتی با خلاقیت­ های بازرگانی و درک شرایط بازرگانی منطقه و عرصه بین­الملل که از مسیر عرضه و تقاضا، بازار و بازرگانی و قیمت، به سوی تولید و زیرساخت­ های آن حرکت کند، تولید برای تولید صِرف، سمت و سوی کار را تعیین نکند، موضوعاتی چون زنجیره­ها، مرغ سایز و نوسانات شدید قیمتی را ساماندهی کند، ناامیدی را  از میان مرغداران و دامداران، نه با حرف، بلکه با برنامه ­های اجرایی و عملی بردارد و روحیه جوان و جستجوگر داشته باشد. لذا کارشناسان بر این باورند که تغییر مدیریت در معاونت امور دام و طیور کشور الزامی است و باید در دستور کار مهندس حجتی، وزیر آینده دولت دوازدهم قرار گیرد!