۰ نفر
۸ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۹

سعید وایگانی – هامبورگ آلمان

سؤال راحتی است، اما جواب آن پیچیده و چندلایه است و خودش سؤالات دیگری را به وجود می‌آورد. یکی از این سؤال‌ها این است: آیا در کشوری با طبیعت غالباً گرم و کم‌آب، واقعاً باید صادرکننده جدی محصولات کشاورزی بود؟

صادرات کشاورزی فقط یک محصول یا دو محصول نیست. از هندوانه کازرون گرفته تا سیب خوش‌طعم دماوند، خربزه خراسان رضوی، برنج شمال و بسیاری محصولات دیگر را شامل می‌شود. اما سؤال چند میلیون دلاری اینجاست: چرا ایران نمی‌تواند به‌صورت پیوسته و قابل اتکا محصولات کشاورزی صادر کند؟

طبیعتاً جواب‌های زیادی در ذهن خواننده شکل می‌گیرد؛ از تحریم‌ها گرفته تا ضعف و پراکندگی سیاست‌ها، کشاورزی سنتی و روستایی، کمبود آب و مشکلات سیستم آبیاری، انحصار صادرات، آگاهی کم درباره بازارهای خارجی و بسیاری موارد دیگر. همه این پاسخ‌ها می‌توانند بخشی از واقعیت باشند. اما بد نیست از نگاه یک تحلیلگر ایرانی ساکن خارج از کشور هم به این موضوع نگاه کنیم.

چند سال پیش در یک فروشگاه ایرانی در آلمان، برنج خوش‌عطر و ‌طعم فریدونکنار خریدم. برای پنج کیلوگرم آن حدود ۴۰ یورو پرداخت کردم. فارغ از اینکه ذهن مخاطب احتمالاً همین حالا در حال تبدیل یورو به تومان است، باید بگویم کیفیت این برنج واقعاً عالی بود؛ همان بوی آشنای شمال ایران را داشت. همین برنج را در هلند هم تقریباً با همین قیمت دیدم؛ یعنی حدود کیلویی ۸ یورو.

اما نکته همین‌جاست. برنج باسماتی هند یا پاکستان در بسیاری از فروشگاه‌های آلمان، از جمله ادکا و پنی، با قیمت حدود دو تا دو و نیم یورو برای هر کیلو قابل خریداری است. یعنی مصرف‌کننده در اروپا با دو گزینه روبه‌روست: برنج ایرانی کیلویی ۸ یورو و برنج هندی یا پاکستانی کیلویی حدود ۲.۵ یورو. تفاوت قیمت بسیار زیاد است.

چند ماه پیش در فروشگاه‌های ادکا، به دلیل وجود فلزات سنگین در یک محموله برنج هندی، آن محصول از قفسه‌ها جمع‌آوری شد. این موضوع نشان می‌دهد استانداردهای قرنطینه‌ای و بهداشتی در اروپا بسیار سختگیرانه است. در ایران هم سازمان حفظ نباتات اسنادی درباره شرایط و ضوابط قرنطینه‌ای کشورهای مقصد منتشر می‌کند و صادرکننده می‌تواند با مطالعه آن‌ها اقدام به صادرات کند. برای مثال، در همین اسناد می‌توان دید که اگر کسی بخواهد کیوی ایرانی به هند صادر کند، محصول نباید آفت‌هایی مانند شپشک سفید داشته باشد که معمولاً اطراف بعضی میوه‌ها دیده می‌شود. از انصاف نگذریم، این اسناد برای صادرکننده مفید هستند.

اما مشکل صادرات فقط دانستن مقررات نیست. ثبات، اساسی‌ترین رکن صادرات در هر کشوری است. محصولی که امروز در دست مشتری خارجی باشد، اما ماه بعد و ماه‌های بعد نباشد، اعتماد ایجاد نمی‌کند. برای مثال، حتی اگر ده‌ها میلیارد تومان در استان مازندران و شهرستان آمل برای ساخت یک پایلوت بزرگ صادراتی هزینه شود، این کار به‌تنهایی ایران را در کنار کشورهایی مثل تایلند به صادرکننده ثابت برنج تبدیل نمی‌کند؛ چون ما هنوز در بسیاری از سال‌ها خودمان واردکننده برنج هستیم و تولید مازاد پایدار نداریم. این یک حقیقت است.

برای تفهیم بهتر موضوع، بد نیست در خصوص صادرات سه کشور مقایسه ایی داشته باشیم: کانادا، ترکیه و مالزی.

کانادا: در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون تن کانولا تولید خواهد کرد؛ آن هم در شرایطی که بهار بسیار سردی داشته و کشت دیر شروع شده است. جالب اینجاست که کانادا در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۱ میلیون تن کانولا را روغن‌کشی کرد و حدود ۵ میلیون تن روغن کانولا به دست آورد. سهم آمریکا از واردات روغن کانولای کانادا نیز حدود ۲.۵ میلیون تن بود. نیازی به محاسبات پیچیده نیست؛ همین یک کالا گردش صادراتی چند ده میلیارد دلاری ایجاد می‌کند. در چنین شرایطی، ساخت مراکز تحقیقاتی و صادراتی کاملاً توجیه دارد، چون مستقیماً در خدمت تولیدکننده و صادرکننده کانادایی است.

ترکیه: همسایه ایران است؛ کشوری که در بخش‌هایی از آن آب ‌وهوای گرم و در بخش اروپایی و نیمه غربی، شرایط کشاورزی مناسب‌تری وجود دارد. این کشور در تولید دانه آفتابگردان و پنبه‌دانه، هرکدام بیش از یک میلیون تن ظرفیت دارد و صادرات کشاورزی قدرتمندی به اروپا انجام می‌دهد؛ از سبزیجات و هندوانه گرفته تا محصولات فرآوری‌شده. ترکیه حتی دانه آفتابگردان را از رومانی و مولداوی و روغن آفتابگردان را از اوکراین و روسیه وارد می‌کند، سپس آن را تصفیه کرده و دوباره صادر می‌کند. در سال ۲۰۲۵ حدود ۷۶۶ هزار تن روغن آفتابگردان صادر کرده است. کشورهایی مانند اتیوپی، لیبی، آمریکا، عراق، لبنان، عربستان، سوریه و آخری یمن که از دوستان ایران است از مشتریان این محصول بوده‌اند.

مالزی نیز نمونه مهم دیگری است. این کشور در شرق آسیا دومین صادرکننده بزرگ روغن پالم در جهان است. سال گذشته از حدود ۲۰ میلیون تن تولید، نزدیک به ۱۵ میلیون تن صادرات روغن پالم داشته است. ارزش روغن پالم برای مالزی و اندونزی چیزی شبیه ارزش نفت ایران است؛ با این تفاوت که هر سال، با وجود چالش‌هایی مثل ال‌نینو و گرمایش زمین، همچنان تولید می‌شود. میانگین قیمت پالم در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰۴۷ دلار در هر تن بود. بنابراین صادرات ۱۵ میلیون تن روغن پالم می‌تواند درآمدی در حدود ۱۵.۷ میلیارد دلار برای مالزی ایجاد کند. بی‌دلیل نیست که وزیران کشاورزی مالزی در تمام سمینارها و رویدادهای مختلف پالم در کشورهای مختلف حضور فعال دارند و از این کالا مستقیم حمایت و تبلیغ می‌کنند، تاکید می کنم وزیر کشاورزی مالزی!!

حالا بعد از این مقایسه، سؤال اصلی این است: ایران برای صادرات بهینه و پیوسته به چه چیزی نیاز دارد؟

شاید مقایسه کشاورزی ایران با این سه کشور در نگاه اول شبیه شوخی باشد. شاید هم بعضی‌ها بگویند بهتر است همین صادرات لنگ‌لنگان به کشورهای حاشیه خلیج فارس را ادامه دهیم و از آن به‌عنوان موفقیت صادرات کشاورزی یاد کنیم. اما به نظر می‌رسد مشکل اصلی ایران فقط محصول، زمین یا حتی بازار هم نیست.

به نظر نویسنده، ایران قبل از هر چیز، نه فقط در کشاورزی بلکه حتی در صنعت، به یک مرکز جدی جمع‌آوری و تحلیل داده نیاز دارد. با داده درست هم ممکن است تصمیم اشتباه گرفته شود، اما با داده اشتباه، نتیجه تقریباً از قبل مشخص است!

وقتی از مرکز داده صحبت می‌کنیم، منظورمان لزوماً پروژه‌های پرزرق ‌وبرق هوش مصنوعی شبیه آنچه در امارات یا عربستان دیده می‌شود نیست، به هیچوجه! منظوراز یک سازمان کوچک که یک پلتفرم دقیق، عملیاتی و قابل اعتماد برای داده‌های کشاورزی، تولید، واردات، صادرات و بازارهای هدف را جمع‌آوری، تمیز، تحلیل و در اختیار تجار، کشاورزان، تولیدکنندگان و سیاست‌گذاران قرار دهد.

بدون اطلاعات درست داخلی و خارجی، هیچ تصمیم دقیقی نمی‌توان گرفت؛ حتی اگر سازمان‌های بزرگ و پرهزینه وجود داشته باشند. باید بدانیم مثلاً در گجرات هند، هر هکتار سویا حدود ۷۰۰ کیلوگرم محصول می‌دهد، در حالی که در ماتوگروسوی برزیل این عدد حدود ۳.۳ تن است. باید دقیق بدانیم در استان گلستان چند هکتار زمین زیر کشت سویا داریم، از هر تن سویا چقدر روغن به دست می‌آید، در استان مازندران چند هکتار زمین زیر کشت برنج رفته و این زمین‌ها دقیقاً در چه موقعیت جغرافیایی لاتیتود و لانگیتود قرار دارند. "توضیح کوتاه برای لاتیتود و لانگیتود: موقعیت دقیق جغرافیایی به صورت اعداد ریاضی است که اگر به یک برنامه ساده پایتون بدهید می تواند مثلاً از ناسا میزان بارش را در 50 سال اخیر بر فراز سقف خانه شما به صورت روزانه بدهد."

 هر ماه داده های وارداتی و صادراتی اروپا از سایت Eurostat جمع آوری شود. ببینیم زعفران ایرانی که به اسپانیا می رود در نهایت سر از کجا در می آورد!

این داده‌ها اگر در قالب یک پلتفرم استاندارد، همراه با پایگاه داده‌های بزرگ و تمیز، ابزارهای تحلیلی مثل پایتون و نقشه‌های دقیق جغرافیایی جمع‌آوری شوند، می‌توانند الگوهای تولید، مصرف و صادرات را روشن کنند. چنین چیزی از بسیاری از طرح‌های نمایشی، پایلوت‌های پرهزینه و شعارهای تکراری مهم‌تر است!

با آگاهی از این داده‌ها می‌توان قوانین ثابت و درستی تدوین کرد و به آن پایبند بود. قوانینی که تجار بتوانند بر اساس آن تجارت کنند، نه اینکه هر سال با تصمیم‌های ناگهانی، ممنوعیت‌های مقطعی و سیاست‌های غیرقابل پیش‌بینی روبه‌رو شوند. حتما تحریم ها و موارد بانکی به شدت در کاهش میزان صادرات یک کشور تاثیر گزارند اما دلیلی نمی شود ندانیم در جهان بیرون و درون چه خبر است.

صادرات کشاورزی ایران بیش از آنکه به هیجان و شعار نیاز داشته باشد، به ثبات، داده، شفافیت، شناخت بازار و سیاست قابل پیش‌بینی نیاز دارد. محصول خوب در ایران کم نیست؛ اما بازار جهانی فقط محصول خوب نمی‌خواهد. بازار جهانی برنامه می‌خواهد، اعتماد می‌خواهد و استمرار می‌خواهد.

کد مطلب 57067

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =