مجید حسنی مقدم - عضو هیات علمی سازمان تحقیقات کشاورزی
 
قیمت در بازار عبارتست از هزینه ارزش مبادله ای کالا و خدمت که به صورت واحد پول بیان می شود و قیمت گذاری یعنی تعیین قیمت و فعالیتی تکرار شونده و فرایندی مداوم و پیوسته است. این تداوم ناشی از تغییرات محیطی و شرایط بازار است که لزوم تکرار این فرایند را توجیه می کند.همچنین قیمت ها وظایف متعددی مانند هدایت مصرف کننده، ایجاد انگیزه برای سرمایه گذار،زبان سخن و ارتباط تولیدکننده و مصرف کننده،تخصیص منابع و توزیع درآمد را برعهده دارد.از اینرو موضوع قیمت گذاری یکی از مباحث مهم می باشد و فی مابین نظام سیاست گذاری و تصمیم گیری از یک طرف و فعالین در حلقه های مختلف زنجیره عرضه محصولات، بالاخص محصولات کشاورزی و غذایی،از طرف دیگر مورد بحث می باشد. متاسفانه نوع نگاهی که در موضوع قیمت گذاری شکل گرفته،  بین انجام  و عدم انجام
 و یا اصطلاحا صفر و صدی دیدن به آن است که آسیب ایجاد می کند. لذا بهتر است از نگاه  هردو گروه و بخش سیاستگذار و فعالین در زنجیره تولید تا بازار به موضوع نگاه شود.البته به این امر واقف باشیم که آنچه مورد تفاوت دیدگاه و بحث است، قیمت های تکلیفی یا همان قیمت های سقف می باشد و نه لزوما اصل قیمت گذاری که امری معمول می باشد. برخی از مواردی که از نگاه سیاستگذار  می توان بیان کرد عبارتند از: دوره زمانی قیمت گذاری کالا که معمولا در کوتاه مدت اهمیت می یابد و سیاست گذار آن را امری دائمی تلقی نمی نماید،  شرایط خاصی که بخاطر برخی مسائل مانند تورم، تحریم، کمبود مقطعی کالای مربوطه در اقتصاد ممکن است وجود داشته باشد، حمایت از امنیت غذایی و اقشار آسیب پذیر جامعه، پنهان ماندن اطلاعات واقعی کیفیت کالاهای عرضه شده که معمولا در بازار نامتقارن وجود دارد،  کالاهای که مصرف عام داشته و درگروه کالای اساسی قرار می گیرد،شکست بازار و تخصیص کالا توسط نظام بازار به ناکارآمدی بیانجامد، بازار در شرایط رقابت کامل نبوده ومنجر به ایجاد قدرت بازاری شود  و...
از نگاه فعالین در زنجیره تولید و عرضه هم که عموما  نظر متفاوتی دارند و معمولا قیمت گذاری تکلیفی را بر نمی تابند عبارتند از: اختلال در عرضه و تقاضا و ایجاد بازارهای غیرقانونی، ترغیب به عدم رعایت استانداردها، عدم هماهنگی و انطباق قیمت تعیین شده با قیمت تعادلی و رقابتی در بازار (اگر این قیمت پایین تر از قیمت تعادلی بازار باشد منجر به فزونی تقاصا نسبت به عرضه و کمبود کالا می شود و برعکس آن مازاد عرضه و ضرورت خرید توسط دولت).کاهش سود تولیدکننده، کاهش کیفیت، کمبود کالا در برخی مناطق، کاهش انگیزه تولید، اثرگذاری برقیمت های نسبی بواسطه عدم همزمانی تعیین قیمت  ونتیجتا تخصیص نابهینه،  بروز ناترازی و اثرات این ناترازی منجر به تورم و ایجاد نابرابری و...‌. 
لذا با امعان نطر به هردودیدگاه، بطور مطلق نمی توان قیمت گذاری تکلیفی برای برخی کالاها را مذموم و یا مطلوب دانست زیرا هریک دلایل خود را دارند . اما نیاز به ارائه راهکاری داریم تا کمترین آسیب را درپی داشته باشد (با تاکید به سه نکته پیش گفته یعنی زمان،مکان و نوع کالا بعلاوه شیوه عمل و شیوه پایش و نظارت).قبل از بیان راهکارها  لازم است به برخی موضوعات مرتبط به قیمت گذاری بپردازیم  
 - قیمت گذاری روش های مختلفی دارد که سه تا از مهمترین آن ها عبارتند از:

الف) بر اساس قیمت تمام شده (برحسب هزینه و اصطلاحا روش حسابداری که عموما این روش قیمت گذاری مورد استفاده قرار می گیرد)    
ب) بر پایه میزان تقاضا (براساس نظام عرضه و تقاضای بازار)
ج) بر مبنای رقابت (ارزش کالا در ذهن مشتری)
برخی معتقدند در دنیای امروز نسبت به گذشته انتقال اطلاعات، سطح انتظارات، قابلیت جانشینی،تغییرات در طراحی و سرعت مبادلات نسبت به گذشته سریعتر شده است.در این صورت دست نامرئی آدام اسمیت نمی تواند از کارایی لازم برخوردار باشد و از طریق عرصه و تقاضا قیمت را کنترل کند، بلکه  عوامل پنج گانه معماری قیمت شامل : هزینه تولید،ظرفیت تولید، کیفیت تولید، شبکه توزیع و سیاست های اقتصادی هستند که در کنار عوامل مشتری می توانند قیمت را تعیین و کنترل کنند.
- نظام قیمت گذاری در کشور ما  را نیز می توان تلفیقی از ۴ الگو زیر شامل  تنظیم ساختار قیمت ( قیمت تضمینی، قیمت توافقی، قیمت تثبیتی، قیمت ارشادی و...)، تنظیم سطح قیمت( دستورالعمل نرخ گذاری کالاهای تولید داخل و وارداتی)، تنظیم نرخ های موثر بر قیمت (تعرفه ها و مالیات ها، نرخ ارز،نرخ سود و...) و اتکا به سازوکارهای بازاری( بورس کالا و بازار آزاد) دانست.

نهایتا برای مراحل قیمت گذاری نیز ۶ مرحله را بیان می کنند شامل:
۱. تعیین هدف بلند مدت برای قیمت گذاری
۲. تعیین میزان تقاضا
۳. برآورد هزینه ها
۴. تجزیه و تحلیل محصولات، قیمت ها و هزینه بنگاه های رقیب
۵. انتخاب روش قیمت گذاری
۶. انتخاب قیمت نهایی
ماحصل بحث جهت حمایت از مصرف کننده و همزمان تشویق و حمایت از تولیدکننده، قاعدتا باید به نکاتی توجه شود که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
 ارائه تسهیلات، حمایت‌ها و سایر انگیزه ها به تولیدکننده تا آنها را تشویق کند که بیشتر تولید کنند و کمبود کالای تحت کنترل قیمت را برطرف نماید.در قیمت گذاری به کیفیت توجه  و برای کالاهای که از درجات کیفی مختلفی برخوردار است، تفاوت ها لحاظ شود . فاصله زمانی بین تغییر در قیمت عوامل تولید و قیمت تعیینی کالای نهایی کاهش یابد. تا حدامکان قیمت گذاری برای کالاهای اصلی و اساسی که حساسیت بیشتری در جامعه  دارد محدود شود و برای بقیه کالا قیمت های پسینی مدنظر قرار گیرد. قیمت های ارشادی جهت آگاهی بخشی خریداران مورد توجه قرار گرفته و از طریق رسانه ها اعلام شود. قیمت گذاری با نگرش چندعاملی و لحاظ هزینه های مبادله مورد توجه قرار گیرد.با توجه به ناهمگنی طبیعی در کل بازار، بخش بندی بازار به بخش های همگن در فرایند قیمت گذاری مدنظر قرار گیرد. درکنار فرایند رقابتی در بازار، برای کالاهای خاص و اساسی مراکز عرضه مدیریت شده بر اساس میزان و قیمت تعیینی، ایجاد و توسعه یابد. همچنین حمایت از تولیدکننده و مصرف کننده می تواند در خدمات همراه کالا باشد و نه لزوما و صرفا در قیمت کالا، بررسی امکان واگذاری قیمت گذاری و طبیعتا مسئولیت نظارت و مدیریت آن توسط تشکل‌های دارای اهلیت و فعال، مورد توجه قرار گیرد.

کد خبر 54723

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 5 =