دکتر حسین شیرزاد ، تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران تا کنون، پیامدهای قابل توجهی برای ثبات اقتصادی، هم در گستره منطقه ای و هم در سطح جهانی، داشته است. چنانکه رویترز از تاثیرآن بر افزایش قیمت بطری های آب آشامیدنی در هند تا نرخ کرایه تاکسی در اروپا تا افزایش تورم غذا در آفریقا و کانادا خبر داده و تحلیل بلومبرگ نگران از افزایش قیمت بنزین در 90 کشور، افزایش 71 درصدی گاز در اروپا و افزایش قیمت انواع کودهای شیمیایی تا مرز 78 درصد در اریزونا و کمربند ذرت ایالات متحده ، همگی رکوردهای تازه ای اند. اکنون محموله های گندم بیکری، معمولی و دامی کانادایی، آمریکایی و اکرائینی، جو، گوشت ، ذرت ، دانه و کنجاله سویای آرژانتینی ، برزیلی و هندی، قهوه اندونزیایی، برنج هندی و تایلندی در صف ورود به تنگه هرمز دموراژ می دهند و تقریبا متوقف شده اند و بقول تاکر کارلسون هنوز شگفتی های تازه ای از رکوردهای بین المللی غذا و انرژی  در راه است.

 درگیری رژیم متجاوز آمریکا و اسرائیل با ایران در جنگ رمضان، در مقایسه با تنش‌ها و درگیری های گذشته، تحولات متمایزی را عمدتاً از نظر نوع خشونت، شدت و دامنه جغرافیایی نشان می‌دهد . از وحشی گری عامدانه آمریکایی ها در بمباران مدرسه دخترانه میناب در روزاول جنگ گرفته تا اختلالات سایبرنیتیک و استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی در بانک اهداف، از نظر جغرافیایی و مقیاس مشارکت نظامی هم درگیری رمضان 1404 فراتر از منطقه مرزی سنتی ایران، لبنان و اسرائیل تا مرزهای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC)وقبرس اروپایی گسترش یافته است. در پانزدهمین روز جنگ حملات اسرائیل به عمق بیشتری از لبنان نفوذ کرده و زیرساخت‌های صنعتی، مسکونی ، رفاهی و نظامی ایران و حزب‌الله را هدف قرار داده است، در حالی که حملات ایران وحزب‌ الله نیز از نظر برد و قوت و فراوانی افزایش یافته و به عمق  سرزمین های اشغالی و پایگاه های آمریکا در منطقه رسیده است. این درگیری گسترده ‌تر، نشان ‌دهنده افزایش قابلیت‌های نظامی موشکی، توپخانه، انواع مین های دریایی، قابلیت های ناوگانی، موشک‌های هدایت ‌شونده ضد تانک (ATGM)، حملات شهپادی،هوایی و پهپادی تقریباً روزانه در هر دو طرف و ریسک بیشتر درگیر در رویارویی جاری است.  ایران تا کنون اقدام به بستن تنگه هرمز ننموده اما مسدود کردن تنگه هرمز، گلوگاه دریایی حیاتی که خلیج فارس را به خلیج عمان متصل می‌کند، با توجه به محوریت آن در انرژی و تجارت جهانی، پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی شدیدی را برای جهان غرب و چین حتی سرنوشت روسیه در جنگ با اکرایین به همراه خواهد داشت. بسته شدن تنگه هرمز تقریباً 20٪ از مصرف جهانی نفت، حدود 20 میلیون بشکه در روز، و 33٪ از تجارت دریایی نفت، عمدتاً از تولیدکنندگان کلیدی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، عراق و قطر را مختل خواهد کرد. علاوه بر این، حدود 20٪ از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG)، عمدتاً از قطر و امارات متحده عربی، از این تنگه عبور می‌کند و محاصره آن، عرضه را محدود کرده و رقابت بین آسیا و اروپا را تشدید می‌کند. اروپا که حدود 18٪ از نفت و 15٪ از LNG را از طریق تنگه هرمز دریافت می‌کند، باید برای نیازهای انرژی خود به ایالات متحده آمریکا بیشتر وابسته گردد. آمارهای فوق نشان میدهد تنگه هرمز به عنوان گلوگاه حیاتی نفت جهان عمل می‌کند، زیرا روزانه ۱۷ تا ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و گاز طبیعی مایع از آن عبور می‌کند که تقریباً یک پنجم مایعات نفتی جهان را در سال ۲۰۲۵ تشکیل می‌دهد. تنگه هرمز در سال ۲۰۲۵، روزانه ۱۸.۵ میلیون بشکه نفت و ۳ میلیون بشکه گاز طبیعی مایع و فرآورده‌های نفتی را از طریق این آبراه منتقل کرد. این تنگه در سه ماهه اول سال ۲۰۲۵، حدود ۱۸ درصد از جریان نفت جهانی با حجم ۱۸.۵ میلیون بشکه در روز را مدیریت نمود. بستن این آبراه باریک توسط ایران، بحران انرژی بی‌نظیری را ایجاد خواهد کرد و در عین حال شبکه‌های تأمین جهانی را مختل کرده و بی‌ثباتی اقتصادی جدی و تغییرات استراتژیک فوری را در سراسر کشورهای عربی خلیج فارس و سراسر جهان به دنبال خواهد داشت. در واقع نکسوس انسداد تنگه هرمز، بحران‌های زنجیره ای را آغاز خواهد کرد که شامل تغییرات شدید قیمت غذا، انرژی در کنار اختلالات گسترده تجاری و تعدیل‌ های اساسی و به زانو درآوردن هژمونی آمریکایی در ترتیبات امنیتی در سراسر منطقه می‌شود که نیازمند مدیریت فوری بحران و استراتژی‌های متنوع‌سازی انرژی میان‌ مدت و کاهش ریسک زنجیره تأمین بلندمدت است. تأثیر اقتصادی تعطیلی این شریان، سریع و شدید خواهد بود. شواهد 15 روز اخیر نشان داده تنها یک اختلال در این شریان توانسته بازارهای غذا، لجستیک دریایی وانرژی را دچار آشفتگی، تورم فزاینده و رشد جهانی را کند و نزولی کند.

تنگه هرمز مجرای حیاتی برای گاز طبیعی مایع (LNG)

بطور متوسط روزانه 139 کشتی حامل نفت، گاز ، غذا و کالاهای اساسی از این تنگه عبور میکنند. حداقل 54 کشتی فله بر به کالاهای اساسی کشاورزی مربوط است. در واقع، تنگه هرمز صرفاً برای نفت نیست. از سوی دیگر، این تنگه یک مجرای حیاتی برای گاز طبیعی مایع (LNG) نیز هست. طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، در ده ماه اول سال ۲۰۲۳، نزدیک به ۹۰ میلیارد متر مکعب LNG قطر و ۵.۵ میلیارد متر مکعب از امارات متحده عربی از طریق این تنگه عبور کرده است که تقریباً ۲۰٪ از تجارت جهانی LNG را تشکیل می‌دهد و کشورهای آسیایی وابسته به واردات گاز را تغذیه می‌کند. قطر، دومین صادرکننده بزرگ LNG جهان پس از ایالات متحده، نمی‌تواند محموله‌های خود را از طریق هیچ خط لوله ‌ای تغییر مسیر دهد. طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، کشورهایی مانند بنگلادش، هند و پاکستان بیش از ۷۰ درصد از LNG خود را از طریق هرمز وارد می‌کنند. در صورت بسته شدن تنگه هرمز، نیروگاه‌ های گازی آنها اولین نیروگاه‌هایی خواهند بود که خاموش می‌شوند و در نتیجه برق، کارخانه‌ها و کمبود کود شیمیایی رخ می‌دهد. تقریبا یک سوم مواد اولیه کل کودهای شیمیایی موثر جهان از این تنگه میگذرد. آژانس بین‌المللی انرژی تخمین می‌زند که تعطیلی کامل این خط لوله، روزانه ۲۹۵ میلیون متر مکعب گاز را از بین خواهد برد که تقریباً دو برابر جریان روزانه خط لوله نورد استریم روسیه قبل از خرابکاری است. این آژانس می‌افزاید که هیچ تولیدکننده LNG دیگری ظرفیت اضافی برای پر کردن این خلا را ندارد. در حالی که نیروی دریایی کشورهای غربی در خلیج فارس حضور دارند، تنش‌ها همچنان بالاست. طبق گزارش‌ها، نیروی دریایی ایالات متحده  حداقل تا کنون دوبار بیانیه‌ای محتاطانه صادر کرده و بدون ذکر نام مستقیم ایران، تعهد خود را به «تضمین جریان آزاد تجارت از طریق تمام آب‌های بین‌المللی» مجدداً تأیید کرده است. بعد از انهدام نورداستریم توسط آمریکایی ها، کشورهای اروپایی که در حال حاضر از بحران انرژی ناشی از حمله روسیه به اوکراین رنج می‌برند، به طور فزاینده‌ای به تأمین انرژی از خلیج فارس وابسته هستند. به گفته تحلیلگران، در سال ۲۰۲۳، واردات اروپا از این منطقه به بیش از ۹۰۰۰۰۰ بشکه در روز ارتقاء یافت که نسبت به ۷۰۰۰۰۰ بشکه قبل از جنگ، افزایش یافته است. آنها هشدار می‌دهند که اختلال در هرمز فراتر از آسیا خواهد بود و بازارهای سراسر قاره‌ها را متزلزل خواهد کرد. این امر خریداران آسیایی و اروپایی را در مقابل یکدیگر قرار می‌دهد، قیمت‌ها را افزایش می‌دهد و دولت‌ها را مجبور می‌کند بین رکود و توقف طرحهای توسعه ای، کاهش مصرف برق، تعطیلی صنایع یا یارانه انرژی با هزینه‌های مالی هنگفت یکی را انتخاب کنند. در کشورهایی مانند بنگلادش و پاکستان، که گاز به ترتیب ۶۰٪ و ۳۵٪ از تولید برق را تأمین می‌کند، پیامد فاجعه‌ بار خواهد بود و تورم را تشدید می‌کند و خطر ناامنی غذایی را به همراه دارد. اگرچه قیمت نفت در ابتدا پس از جنگ اول بین اسرائیل و ایران در تیرماه 1404 افزایش یافت، اما به دلیل تلاش‌های سریع دیپلماتیک برای کاهش تنش و اقدامات هماهنگ اوپک پلاس برای اطمینان‌بخشی به بازارها و مدیریت انتظارات عرضه، به تدریج تثبیت شد، علاوه بر این، در جنگ 12 روزه تخریب عمده‌ای نیز در زیرساخت‌هایی مانند ظرفیت حفاری، پالایشگاه‌ها یا بنادر رخ نداد با این حال، این عادی‌سازی قیمت‌ها، خطرات عمیق‌تر و پایدارتری را پنهان می‌کند. نکته قابل توجه این است که قیمت‌های جهانی حمل و نقل دریایی در ماه‌های پس از آن همچنان رو به افزایش بوده‌اند، و این واگرایی، تأثیر ماندگار عدم قطعیت ژئوپلیتیکی و بی‌اعتمادی اجتماعی-اقتصادی را نشان می‌دهد. برخلاف نفت - که قیمت آن از طریق اقدام هماهنگ تولیدکنندگان - مدیریت می‌شود ، لجستیک غذا واجد چنین مشخصه ای نیست. چون در خصوص امنیت غذایی، موضوع پیچیده تر و متفاوت تر است. قیمت‌های جهانی غذا ذاتاً بی‌ثبات هستند، زیرا تقاضا برای غذا معمولاً کشش کمی دارد و تغییرات کوچک در عرضه می‌تواند تا حد زیادی بر قیمت‌ها تأثیر بگذارد . به طور خاص، عوامل متعددی وجود دارند که می‌توانند باعث افزایش قیمت مواد غذایی شوند. در سمت تقاضا، افزایش درآمد اغلب به تغییر الگوهای مصرف مواد غذایی منجر می‌شود، در حالی که رشد جمعیتی بدون شک منجر به تقاضای بیشتر می‌شود. در سمت عرضه، باید ژئوپلیتیک، جنگ و درگیری منطقه ای ، احتمال بسته شدن تنگه های حساس مانند تنگه هرمز و باب المندب، سرمایه‌گذاری کمتر در کشاورزی، افزایش هزینه‌های تولید و حمل و نقل و شوک‌های اقلیمی را در نظر گرفت. همه این عوامل بر سوق دادن بازار به سمت وضعیت عدم تعادل تأثیر می‌گذارند که در آن حجم کلی غذای موجود قادر به تأمین کل تقاضا نیست. این عدم تعادل، به نوبه خود، تمایل به افزایش قیمت مواد غذایی دارد که خطراتی را برای امنیت غذایی به ویژه جمعیت‌های آسیب‌پذیر و فقیر  در مناطق تحت تاثیر جنگ به همراه دارد. کشتیرانی نیز در برابر تهدیدهای ادراک ‌شده، حق بیمه و تأخیرهای مرتبط با گلوگاه‌های منطقه‌ای مانند تنگه هرمز و دریای سرخ آسیب‌ پذیرتر است. افزایش مداوم هزینه‌های کشتیرانی، نکته کلیدی ایی را برجسته می‌کند چنانکه حتی زمانی که بازارهای انرژی اصلی تثبیت می‌شوند، آسیب‌پذیری‌های اقتصادی اساسی - به‌ویژه در تجارت غذا، کالاهای اساسی، لجستیک و اعتماد مصرف‌کننده - همچنان رو به وخامت است.

حساسیت قیمت نفت  و غذا به شدت به درگیری‌های ژئوپلیتیکی

شواهد 6 ماهه اخیر نشان داده که قیمت نفت و غذا به شدت به درگیری‌های ژئوپلیتیکی خاورمیانه حساس است. در هفته سوم جنگ رمضان با منطقه ای شدن درگیری و بزرگ تر شدن دامنه جنگ، انتظار می‌رود قیمت‌ه نفت بین 95 تا 105 دلار در هر بشکه نوسان داشته باشند. با این حال، این جنگ تمام عیار این پتانسیل را دارد که با توسعه پرتفوی ریسک ناشی از ترس از اختلال در زنجیره تأمین و بی‌ثباتی بازار باعث افزایش یا به عبارتی اسپایک قیمت‌ها به ۱0۰ تا ۱5۰ دلار در هر بشکه شود، هرمز به عنوان مجرایی برای پتروشیمی‌ها، کودها، غلات و کالاهای مصرفی عمل می‌کند. تعطیلی این تنگه، لجستیک کشتیرانی جهانی را فلج خواهد کرد. تغییر مسیر کشتی‌های کانتینر و فله بر در اطراف دماغه امید نیک می‌تواند دو هفته به زمان تحویل اضافه کند، زیرساخت‌های بندری را تحت فشار قرار دهد و نرخ حمل و نقل و حق بیمه را بیش از ده برابر افزایش دهد،. صنایع وابسته به مدل‌های موسوم به «تولید درست به موقع»، مانند تولید خودرو و لوازم الکترونیکی، می‌توانند با تاخیرهای پی در پی و افزایش هزینه‌ها مواجه شوند. سیستم غذایی جهانی نیز مصون نخواهد بود. اختلال در ارسال کود و غلات از طریق این تنگه، هزینه‌های نهاده‌های کشاورزی را افزایش می‌دهد، در حالی که افزایش قیمت سوخت، هزینه‌های لجستیک را افزایش می‌دهد. در عوض، قیمت مواد غذایی که از قبل در برابر تغییرات اقلیمی و درگیری آسیب‌پذیر هستند، افزایش می‌یابد و ناامنی را در کشورهای وابسته به واردات تشدید می‌کند در عین حال، تأکید بر این نکته مهم است که قیمت‌های جهانی بالاتر لزوماً به قیمت‌های داخلی بالاتر منجر نمی‌شوند و به تعدادی از عوامل ساختاری، مانند وابستگی اقتصاد به واردات مواد غذایی، میزان رقابت ‌پذیری بازار و همچنین انتخاب اقدامات سیاسی یک کشور، از جمله تعرفه ‌ها، سهمیه ‌ها، قیمتگذاری صحیح محصولات اساسی تضمینی تولید داخل و هوشمندی یارانه‌های دولتی بستگی دارد. به طور کلی، نوسانات قیمت مواد غذایی در جهان، کشورهای شکننده را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار می‌دهد. در واقع، کشورهای شکننده یا درگیر جنگ، به دلیل فقدان زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های مناسب، اغلب بازارهای رقابتی کمتری و هزینه‌های حمل و نقل بالاتری دارند. علاوه بر این، آنها به واردات مواد غذایی بسیار وابسته هستند و دولت‌های آنها معمولاً ابزارهای کمتری برای کاهش تأثیرات نوسانات قیمت بر جمعیت خود دارند. بنابراین، با توجه درک محدودیت های ساختاری در لجستیک غذا در ایران ، وابستگی ساختاری به بازار جهانی کالاهای اساسی و نهاده های دامی به منبع بزرگی از آسیب ‌پذیری تبدیل شده لزوم تدابیر بیشتر ضروری است.

مصایب تغذیه جمعیت در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس

بر خلاف ایران که تا حد زیادی به تولید غذا و انرژی در داخل کشور متکی است . جمعیت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به شدت در حال افزایش است. بیش از ۵۸ میلیون نفر در این منطقه زندگی می‌کنند. این منطقه همچنین از نظر جمعیتی نسبتاً جوان است و بیش از نیمی از جمعیت زیر ۳۰ سال سن دارند. مهاجران بخش قابل توجهی از جمعیت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را تشکیل می‌دهند، به ویژه در امارات متحده عربی و قطر، جایی که تعداد مهاجران از شهروندان محلی بیشتر است. با افزایش کلی جمعیت، نیازهای غذایی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نیز افزایش خواهد یافت. در سال‌های اخیر، سرانه مصرف غذا در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ثابت و حدود ۹۰۰ کیلوگرم به ازای هر نفر در سال بوده است. با این وجود، طبق گزارش صندوق بین‌المللی پول و تحلیل‌های انجام شده توسط شرکت مشاوره تخصصی خاورمیانه، آلپن کپیتال، انتظار می‌رود مصرف مواد غذایی در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با نرخ رشد مرکب سالانه ۲.۸ درصد رشد کند و از ۴۹.۱ میلیون تن تخمین زده شده در سال ۲۰۲۱ به ۵۶.۲ میلیون تن تا سال ۲۰۲۷ برسد. صندوق بین‌المللی پول انتظار دارد این رشد در مصرف مواد غذایی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به ویژه توسط عربستان سعودی که طبق برنامه تنوع اقتصادی ۲۰۳۰ خود نیاز به جذب میلیون‌ها کارگر خارجی بیشتر برای پروژه‌های بزرگ ساختمانی و همچنین توسعه بیشتر صنعت خدمات حرفه‌ای خود دارد هدایت شود. روند مصرف مواد غذایی در سال 2025 شورای همکاری خلیج فارس نشان میدهد غلات پرمصرف‌ترین گروه غذایی در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هستند، اگرچه سهم آنها از کل مصرف مواد غذایی از ۴۷.۴ درصد در سال ۲۰۱۶ به ۴۳.7 درصد در سال ۲۰۲4 کاهش یافته است. در مقابل، سایر گروه‌های غذایی مانند سبزیجات، میوه‌ها، گوشت‌ها و لبنیات نیز تاکنون سهم خود را از کل مصرف افزایش داده‌اند.

مشکل تولید داخلی غذا

با پتانسیل محدود تولید مواد غذایی، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به واردات متکی هستند. ۸۵  تا 90 درصد از کل مواد غذایی وارداتی هستند، اما این نسبت برای غلات به ۹۰٪ می‌رسد. تقریباً تمام برنج وارداتی است. این امر منجر به خطرات متعددی از جمله اختلال در زنجیره تأمین، نوسانات قیمت و تنش‌های ژئوپلیتیکی در کشورهای صادرکننده می‌شود اگرچه در سال‌های اخیر، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس گام‌هایی در جهت افزایش سطح امنیت غذایی خود برداشته‌ اند. اما این پیشرفت در درجه اول از طریق ترکیبی از افزایش ظرفیت‌های عملیاتی بنادر، تقویت قابلیت‌های ذخیره‌سازی مواد غذایی و اجرای یارانه‌های سودمند دولتی برای شرکت‌های غذایی تسهیل شده است. این امر به ویژه در مورد امارات متحده عربی صادق بوده است، جایی که دولت قصد دارد بندر جبل علی را برای تثبیت واردات مواد غذایی گسترش دهد. پروژه توسعه ترمینال کشاورزی جبل علی شامل سرمایه‌گذاری ۱۵۰ میلیون دلاری توسط شرکت دی‌پی ورلد با همکاری آدرویت اورسیز کانادا و شرکت مواد غذایی الامیر، برای توسعه یک مجتمع برای ذخیره و فرآوری کالاهای اساسی کشاورزی است. طبق اعلام وزارت اقتصاد امارات متحده عربی، فاز اول این ترمینال کشاورزی نوسازی شده قرار است در اوایل سال ۲۰۲۵ تکمیل شود و انتظار می‌رود تجارت بین‌المللی قابل توجهی را تحریک کرده و ظرفیت حمل و نقل فله در دبی را افزایش دهد. این ابتکار بخشی از اهداف دولت امارات متحده عربی برای افزایش سهم مواد غذایی و کشاورزی در اقتصاد خود به میزان ۱۰ میلیارد دلار و ایجاد ۲۰ هزار شغل تا سال ۲۰۲۹ است. ترمینال‌های کشاورزی جدید جبل علی با مساحتی نزدیک به ۱۰۰۰۰۰ متر مربع، بزرگترین ترمینال از نوع خود در دبی برای فرآوری یکپارچه محصولات کشاورزی و ذخیره‌سازی سیلویی خواهند بود. این ترمینال دارای ظرفیت ذخیره‌ سازی کلی ۲۰۰۰۰۰ تن خواهد بود که طی دو مرحله توسعه یافته است و امکانات فرآوری و بسته‌بندی تا ۵۰۰۰۰۰ تن در سال را نیز داراست. این ترمینال برای انتقال مستقیم کالاها از کشتی به ساحل از طریق سیستم تسمه نقاله طراحی شده است. برای کاهش بیشتر خطرات امنیت غذایی، دولت‌های شورای همکاری خلیج فارس اقدامات مداخله‌ای دیگری از جمله معافیت‌های مالی و اعتبارات به کشاورزان و مشاغل کشاورزی، استثنائات تردد برای کارگران کشاورزی در طول قرنطینه و حمایت از بسته ‌بندی و توزیع را اجرا کرده‌اند. به طور کلی، دو طرح اصلی یارانه‌ای عبارتند از طرح مبتنی بر نهاده که هزینه خرید مواد اولیه را برای کشاورزان کاهش می‌دهد و طرح مبتنی بر محصول که به کشاورزان بر اساس محصولات کشاورزی نهایی پرداخت می‌کند. به عنوان مثال، عربستان سعودی در سال 2021 یک برنامه تخصیص مجدد یارانه بزرگ در بخش طیور را آغاز کرد که هدف آن کاهش سطح یارانه خوراک دام و در عوض حمایت از محصولات کشاورزی نهایی است. علاوه بر این، امارات متحده عربی یک برنامه جامع یارانه تورمی دارد که به موجب آن دولت یارانه ماهانه‌ای را به خانواده‌های اماراتی پرداخت می‌کند تا به آنها در مقابله با افزایش جهانی قیمت سوخت، غذا، برق و آب کمک کند. این اقدامات به حفظ امنیت غذایی کوتاه‌مدت کمک کرده و از برخی شرایط بحرانی که در سایر نقاط جهان شاهد آن بودیم، جلوگیری کرده است؛ شرایطی که در آن کشورها مجبور شدند محدودیت‌هایی را برای خرید مواد غذایی اعمال کنند تا از احتکار و خرید وحشت ‌زده جلوگیری کنند. اما علیرغم همه این تمهیدات در روز 15 جنگ رمضان ، هایپراستارهای  حداقل سه کشور عربی حاشیه خلیج در حال خالی شدن میباشد و قطر هم با بلوف زنی از آمادگی 18 ماهه ذخایر راهبردی خود خبر می دهد.

محدودیت های واردات از مناطق نزدیک تر کشورهای همسایه

شورای همکاری خلیج فارس سالانه بین ۵۰ تا ۵۵ میلیون تن کالای کشاورزی از 23 کشور عمدتا حوزه کارائیب، آمریکای مرکزی و شمالی و اروپا وارد می‌کند. اما در کشورهای حاشیه خلیج فارس، واردات مواد غذایی محلی از همسایگان خاورمیانه و آفریقا به طور گسترده وجود ندارد. روش‌های حمل و نقل مانند حمل و نقل ریلی و جاده‌ای مواد غذایی از طریق مرزهای کشورها در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در مقیاس وسیع انجام نمی‌شود. طبق گفته دبیر شورای همکاری خلیج فارس، هزینه راه‌آهن شورای همکاری خلیج فارس، یک سیستم راه‌آهن پیشنهادی برای اتصال هر شش کشور شورای همکاری خلیج فارس، شامل یک خط ریلی دوگانه برای قطارهای باری و مسافری و یک بزرگراه 1190 کیلومتری برای کامیون‌های باری 250 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. قرار بود این پروژه تا سال 2025 تکمیل شود، در آوریل 2023، عراق راه‌اندازی پروژه شبکه ریلی چند میلیارد دلاری متصل کننده بندر فاو بزرگ جنوبی خود را اعلام کرد که تخمین زده می‌شود بیش از 19.7 میلیارد دلار هزینه داشته باشد و تا سال 2038 تکمیل شود. با وجود این اعلامیه‌ها، این پروژه‌ها تعهدات بلندمدت هستند  و بعید است که منجر به بهبود فوری در حمل و نقل امنیت غذایی شوند. بنابراین، تنگه هرمز و کشتیرانی همچنان مهمترین روش برای انتقال محصولات غذایی به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است. علاوه بر این، ناامنی غذایی در شمال و مرکز آفریقا همچنان بالاتر از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است، به این معنی که بعید است افزایش قابل توجهی در حجم صادرات از منطقه همسایه رخ دهد. حتی درگیری ژئوپلیتیکی از دو سال گذشته بین لبنان، اسرائیل و فلسطین، این مسئله را تشدید کرده است، به ویژه در ناوبری در آب‌های نزدیک باب المندب که در حال حاضر در معرض حملات حوثی‌ها در یمن قرار دارد. از نوامبر ۲۰۲۳ حداقل ۱۰۰ حمله تایید شده به کشتی‌های تجاری وجود دارد و هنوز حوثی ها وارد معرکه جنگ رمضان نشده اند.

توان مالی و توانایی حضور در بازار بین‌المللی غذا

ظرفیت کشورهای حوزه خلیج فارس برای تضمین تأمین و امنیت غذایی به شدت به منابع مالی آنها بستگی دارد که همچنان عمدتاً توسط هیدروکربن‌ها و گذر آنها از تنگه هرمز تأمین مالی می‌شوند و ۵۵٪ از درآمدهای عمومی در امارات متحده عربی و تا ۹۰٪ در کویت را تشکیل می‌دهند. صندوق‌های ثروت ملی، که متعلق به دولت هستند و توسط مازاد اقتصادی ملی تأمین مالی می‌شوند (مانند صندوق سرمایه‌گذاری عمومی (PIF) در عربستان سعودی؛ سازمان سرمایه‌گذاری قطر )، ابزارهای کلیدی استراتژی‌های کشاورزی - غذایی هستند. آنها به طور فزاینده‌ای در دارایی‌های کشاورزی و تولیدات خارج از کشور در سراسر جهان سرمایه‌گذاری می‌کنند. در عربستان سعودی، PIF از طریق شرکت سرمایه‌گذاری کشاورزی و دامداری سعودی (SALIC) که در سال ۲۰۰۹ تأسیس شد، در شرکت‌های قدرتمند کشاورزی-تجاری سرمایه‌گذاری کرده است هولدینگ بزرگ ( SALIC)  80٪ از سرمایه Olam (غلات، سنگاپور)، ۳۳٪ از Minerva (گوشت گاو، برزیل)، ۱۱٪ از BRF (طیور، برزیل) و ۱۲.۶٪ از MHP (طیور، اوکراین) را در اختیار دارد. شرکت SALIC همچنین در شرکت‌های دولتی عربستان سعودی، از جمله المراعی ( Almarai) که بزرگترین مزرعه لبنیات روی کره زمین (با بیش از ۹۰۰۰ گاو) را اداره می‌کند، سرمایه‌گذاری می‌کند. در مورد امارات متحده عربی، صندوق دولتی ADQ در سال ۲۰۲۰، ۴۵ درصد از سرمایه تاجر لوئیس دریفوس را خریداری کرد .کشورهای حوزه خلیج فارس برای کاهش آسیب‌پذیری‌های عرضه خود، کنترل هر مرحله از زنجیره‌های ارزش غذایی را هدف قرار داده‌اند. بنابراین، سرمایه‌گذاران دولتی و نیمه‌دولتی، با حمایت بخش خصوصی، به تولید محصولات کشاورزی فراساحلی در کشورهایی با آب و زمین فراوان روی می‌آورند . به عنوان مثال، امارات متحده عربی ۹۶۰ هزار هکتار زمین در خارج از کشور کشت می‌کند که ۴۰٪ آن توسط شرکت‌هایی اداره می‌شود که تمام یا بخشی از آنها متعلق به صندوق ثروت ملی ADQ است. بهرحال پادشاهی‌های خلیج فارس همچنان در حال سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در زنجیره‌های لجستیک هستند و توجه فزاینده‌ای به خطوط ساحلی آفریقا و آسیا دارند .  شرکت بنادر جهانی دبی و گروه بنادر ابوظبی ، از بزرگترین اپراتورهای بندری جهان، در حال ساخت شبکه‌ای جهانی از پایانه‌های کشاورزی - غذایی هستند  این شبکه از پایانه‌ها، همراه با مناطق آزاد و متصل به مناطق کشاورزی داخلی در آفریقا یا آسیا، به قطب اصلی جبل علی (بندر دبی) متصل خواهد شد اما فی الحال این شبکه با رخداد جنگ متزلزل شده و درآمد کشورهای عربی بطور فاحشی کاهش یافته است.

سخن نهایی

تنگه هرمز، که به سختی روی نقشه جهان قابل مشاهده است، همچنان خطرناک ‌ترین گلوگاه انرژی و غذا روی کره زمین است و بار دیگر، در مرکز یک بحران جهانی آخر الزمانی قرار دارد. در این میان خاورمیانه و کشورهای خلیج فارس به طور فزاینده‌ای برای تأمین مواد غذایی به بازارهای جهانی و منطقه ‌ای وابسته اند. به عنوان مثال، از سال ۱۹۶۱ تا 2010، وابستگی خاورمیانه به واردات غلات در بازار جهانی ۷۷ درصد افزایش و تا سال 2024 حدود 89 درصد جهش یافته است. طی هفته اول جنگ رمضان جهش 30 درصدی قیمت نفت و 102 درصدی قیمت گاز، بازار غذا را با توجه به ترند افزایشی قبل از بروز جنگ پرنوسان و افزایشی نموده است. رویارویی نابرابر آمریکا، اسرائیل با ایران، همپوشانی فزاینده بین استراتژی نظامی، ژئوپلیتیک انرژی، مسئله امنیت غذایی و امنیت اقتصادی را برجسته می‌کند و با افزایش پارامترهای دخیل برعدم قطعیت های دیپلماتیک هر مذاکره ای دور از ذهن و همچنان شکننده است. معجون تاریخی فهم ناقص و علیل ترامپ و جاه طلبی بیمار گونه جنایتکاری نظیر نتانیاهو و ذات سلطه گر امپریالیسم هار و افسارگریخته که اکنون به طور عینی افول هژمونی دلار و زوال نقش سنتی آمریکا در خاورمیانه را ممکن می پندارد، مذاکره  بر سر آینده نفت ایران و سرنوشت تامین انرژی چین و مآلا مقاومت در برابر امتیازات دیپلماتیک ، تلاش‌ها برای دستیابی به یک توافق پایدار را تضعیف می‌کنند. اکنون اوضاع در کوران  یک جنگ تمام عیار قرار دارد و هر تلاش دیپلماتیک شکست خورده، خطر تشدید اوضاع را افزایش می‌دهد. لاجرم اینکه جنگ در این برهه تاریخی و در این منطقه حساس امری ناگزیر بود. ایران عزیز ما در "دینامیک پیوند تامین غذا- انرژی " در هنگامه جنگ طلبی غربی، راهی جز امید، همبستگی ملی، پایداری، اتکا به فنآوری بومی، مقاومت، صبر استراتژیک بر مصایب این جنگ ناخواسته و تحمیل شده ندارد. باید مقاومت نمود تا طلیعه پیروزی و راهی غیر از این وجود ندارد. در تحلیل نهایی اینکه مجموعه این نشانه ها شکنندگی سیستم‌های جهانی را در مواجهه با بی ‌ثباتی های منطقه‌ ای آشکار می‌کند و فوریت راه‌ حل‌های ساختاری فراتر از مدیریت بحران کوتاه ‌مدت را در باب امنیت غذایی ملی کشور عزیز ما برجسته می‌سازد.

کد مطلب 56925

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =