محمد مسعودی - مدیرعامل اتحادیه تعاونی های کارخانجات خوراک دام، طیور و آبزیان کشور
آقای همتی! وقتی در پاسخ به گزافه گویی های رییس جمهور ایالات متحده آمریکا گفتید: «جوجه را آخر پاییز میشمارند»، شاید این جمله قرار بود نشانهای از اطمینان به آینده باشد؛ اما امروز فعالان صنعت دام، طیور و خوراک دام ناچارند همین جمله را از زاویهای دیگر خطاب به سیاستگذار پولی کشورتکرار کنند: آقای همتی، امیدواریم تا آخر پاییز، جوجهای برای شمردن باقیمانده باشد!
مسئله امروز دیگر صرفاً قیمت دلار در بازار آزاد نیست. مسئله، سرایت مستقیم سیاست ارزی به سفره مردم، هزینه تولید، نقدینگی بنگاهها و نهایتاً موجودیت زنجیره تولید پروتئین کشور است.
وقتی نرخ ارز آزاد و نرخ ارز مورد استفاده در تأمین واردات افزایش پیدا میکند، نهادههای تولید نیز گران میشوند. در اقتصادی که بخش قابل توجهی از مواد اولیه صنعت دام و طیور از خارج تأمین میشود، نمیتوان انتظار داشت افزایش نرخ ارز، فقط در تابلوهای صرافی و بازار ارز باقی بماند.
ارز گرانتر یعنی ذرت گرانتر؛ کنجاله سویا گرانتر؛ جو گرانتر؛ مکملها و افزودنیها گرانتر؛ خوراک گرانتر و در نهایت پروتئین تولیدی گرانتر
اما سؤال اساسی اینجاست: هزینه این سیاست را چه کسی پرداخت میکند؟ و پاسخ روشن است: ابتدا واردکننده، سپس کارخانه خوراک دام، بعد مرغدار و دامدار، بعد کشتارگاه و زنجیره توزیع و در نهایت، مردم.
وقتی نهاده گران میشود، جوجهریزی اولین قربانی است / مرغداریک بنگاه اقتصادی است؛ خیریه نیست
وقتی قیمت جوجه، نهاده، دارو، انرژی، حملونقل و سرمایه در گردش افزایش پیدا میکند، اما قدرت خرید مصرفکننده همزمان کاهش مییابد، مرغدار بایک سؤال ساده مواجه میشود: آیا جوجهریزی کنم یا خیر؟ اگر حاشیه سودتولید نامطمئن باشد، طبیعی است که بخشی از تولیدکنندگان ریسک جوجهریزی را کاهش دهند. و اینجا همان زنجیرهای شکل میگیرد که شاید امروز در محاسبات ارزی دیده نشود، اما این تصمیم 45 روز بعد اثرات خودش را در بازار نشان خواهد داد.
این دیگر یک مسئله صرفاً ارزی نیست؛ این مسئله امنیت غذایی کشور است.
آقای همتی؛ بازار ارز فقط یک عدد روی تابلو نیست
سیاستگذار پولی ممکن است افزایش نرخ ارز را در قالب یک عدد، یک نرخ تسعیر، یک نرخ توافقی یا یک سازوکار جدید بازار ارز ببیند. اما تولیدکننده این عدد را جور دیگری میبیند، او آن را در قیمت هر کیلو ذرت میبیند، درقیمت هر کیلو کنجاله سویا و در هزینه هر کیلو خوراک آماده. مرغدار آن را درقیمت هر قطعه جوجه یکروزه میبیند و خانوار آن را در قیمت هر کیلو مرغ وتخممرغ میبیند.
از ابتدای سال نیز سیاست تأمین ارز نهادهها و کالاهای اساسی وارد مسیرجدیدی شد و تأمین ارز آنها به تالار دوم و سازوکارهای جدید بانک مرکزی منتقل شد. این تغییر، اگر بدون یک برنامه روشن برای مدیریت آثار تورمی و تأمین بهموقع ارز انجام شود، میتواند فشار قابل توجهی را به زنجیره تولیدمنتقل کند.
حتی بانک مرکزی برای تأمین ارز واردات نهادههای دامی، سازوکارهایی مانند استفاده از اوراق گام را نیز ابلاغ کرده است؛ موضوعی که خود نشان میدهد مسئله تأمین مالی و ارز واردات نهادهها تا چه اندازه جدی شدهاست. اما سؤال تولیدکننده همچنان پابرجاست: ارز چه زمانی میرسد؟ نه اینکه فقط با چه نرخی میرسد. زیرا برای یک واحد تولیدی، تأخیر در تأمین ارز میتواند به اندازه گرانشدن ارز مخرب باشد.
خطر بزرگتر: حذف پروتئین از سفره مردم
اگر سیاست ارزی باعث شود قیمت نهادهها به شکل مستمر افزایش پیدا کند،افزایش هزینه تولید دیر یا زود به قیمت محصولات پروتئینی منتقل خواهد شد. اما یک تفاوت مهم وجود دارد: درآمد خانوار به اندازه قیمت نهادهها و موادغذایی افزایش پیدا نمیکند. در چنین شرایطی، خانوار مجبور به اولویتبندی میشود. وقتی قیمت مرغ، تخممرغ، گوشت و سایر محصولات پروتئینی ازتوان خرید بخشی از جامعه خارج شود، مصرف آنها کاهش پیدا میکند.
این اتفاق فقط یک مسئله اقتصادی نیست. کاهش دسترسی خانوار به پروتئین، یک مسئله اجتماعی و امنیت غذایی است و اینجا یک تناقض بزرگ شکل میگیرد: دولت از یک طرف تلاش میکند با سیاستهای حمایتی، قدرت خرید مردم را حفظ کند؛ اما اگر سیاست ارزی به افزایش شدید هزینه تولیدکالاهای اساسی منجر شود، بخشی از همان حمایتها صرف جبران افزایش هزینهای میشود که خود سیاستهای اقتصادی ایجاد کردهاند.
یعنی با یک دست هزینه تولید را بالا میبریم و با دست دیگر تلاش میکنیم بخشی از آن را جبران کنیم.این مسیر نمیتواند برای مدت طولانی ادامه پیداکند.
واردکننده هم قربانی همین زنجیره است
نباید تصور کرد واردکننده نهاده از افزایش نرخ ارز منتفع میشود. واردکننده نیز با ریسکهای جدی از قبیل: تأخیر در تخصیص و تأمین ارز، افزایش هزینه تأمین مالی، افزایش هزینه دموراژ و خواب سرمایه، افزایشریسک نوسان نرخ ارز، دشواری انتقال پول، افزایش قیمت تمامشده واردات وکاهش قدرت خرید مصرفکننده مواجه است.
بنابراین امروز تقریباً تمام حلقههای زنجیره، از واردکننده تا تولیدکننده و مصرفکننده، تحت فشار قرار گرفتهاند. پس مسئله را نباید به یک «افزایش قیمت» تقلیل داد. مسئله، فرسایش تدریجی زنجیره تولید پروتئین کشور است.
آقای همتی؛ آخر پاییز نزدیک است
جمله شما را دوباره تکرار میکنیم: «جوجه را آخر پاییز میشمارند.» بله؛ اما صنعت دام و طیور یک سؤال جدی دارد: اگر امروز هزینه تولید، سرمایه در گردش، نهاده و ارز به شکلی مدیریت شود که مرغدار از جوجهریزی منصرف شود، آخر پاییز دقیقاً قرار است چه چیزی را بشماریم؟ جوجهها؟ یا واحدهای مرغداری تعطیلشده را؟ یا کارخانههای خوراکی که با 20% ظرفیت کارمیکنند؟ یا واردکنندگانی که دیگر توان تأمین سرمایه برای واردات ندارند؟ یا خانوارهایی که مرغ و تخممرغ را از سبد غذایی خود حذف کردهاند؟
هنوز فرصت هست
انتقاد از بانک مرکزی به معنای نادیده گرفتن محدودیتهای ارزی، تحریمها یا فشارهای خارجی نیست. اما دقیقاً به همین دلیل، سیاستگذار باید هزینه تصمیمات ارزی را در کل زنجیره اقتصاد ببیند، نه فقط در ترازنامه بانک مرکزی. صنعت دام، طیور و خوراک آماده برای ادامه حیات به سه چیز نیاز دارد: ارز قابل دسترس، ارز قابل پیشبینی و سرمایه در گردش کافی.
تولیدکننده نمیتواند با نرخ ارزی که هر روز تغییر میکند، نهادهای که زمان تأمینش مشخص نیست و بازاری که قدرت خرید آن کاهش یافته است، برای ماههای آینده برنامهریزی کند. اقتصاد تولید با «غافلگیری» کار نمیکند؛ باپیشبینیپذیری کار میکند.
آقای همتی؛ امیدواریم جوجهها پاییز را ببینند
این مقاله نه پیشگویی است و نه تهدید. یک هشدار از طرف زنجیرهای است که میلیونها نفر در آن فعالیت میکنند و میلیونها خانوار مصرفکننده محصولات آن هستند. امروز هنوز میتوان تصمیم گرفت، هنوز میتوان برای تأمین بهموقع ارز نهادهها سازوکار پایدار ایجاد کرد، هنوز میتوان برای سرمایه در گردش تولیدکنندگان راهکار واقعی ارائه داد، هنوز میتوان آثار تورمی سیاست ارزی را قبل از رسیدن به سفره مردم کنترل کرد و هنوزمیتوان کاری کرد که مرغدار، به جای ترس از زیان، برای دوره بعدجوجهریزی کند، اما زمان زیادی باقی نمانده است.
آقای همتی، شما گفتید جوجه را آخر پاییز میشمارند. ما هم امیدواریم تا آنروز، جوجهای باقی مانده باشد که بتوانیم بشماریم. چون با این«دستفرمان» ارزی، نگرانی صنعت فقط این نیست که جوجهها چندتاخواهند بود؛ نگرانی این است که اصلاً جوجهای برای شمردن باقی مانده باشد و شاید مهمتر از همه: «امیدواریم جوجهها پاییز را ببینند.»


































نظر شما