محمدعلی فلاح
این روزها شرایط بر وفق مراد بخش کشاورزی نیست. هر اندازه که باد موافق به پرچم موافقان و طرفداران واردات محصولات کشاورزی میوزد، اما بخت بد گریبان تولیدکنندگان این بخش را گرفته است و خیال رها کردن ندارد. گذشته از شرایط اقلیمی و نوسانهای آب و هوایی که هر از گاهی روی خوش به کشاورزان و تولیدکنندگان نشان نمیدهد، به نظر میرسد سردرگمیهای مدیریتی و ضعف برنامهریزی در بخش کشاورزی نیز همچون بختکی بر سر این بخش سایه انداخته است و تیشه بر ریشه تولید میزند.
اگرچه پس از آغاز فعالیت دولت نهم، دولتمردان شعار دستیابی به سطح تولید 300 میلیون تنی محصولات کشاورزی را سر دادند و حجم تولید 100 میلیون تنی این محصولات را به هیچ عنوان شایسته این بخش مولد و تاثیرگذار بر اقتصاد کشور نمیدانستند، اما گذشت زمان نشان داد که عرصه کشاورزی نه عرصه شعار بلکه میدان عمل است.
سکان هدایت بخش کشاورزی در سال 84 در شرایطی به دست گروه مدیریتی تازه نفس و اغلب ناآشنا و کمتجربه در زمینه مدیریت بخش کشاورزی سپرده شد که ظهور بارقههای امید در این بخش با رویکرد خودکفایی در محصولات راهبردی کشاورزی در قالب طرحهای 10 ساله از ابتدای دهه 80، آینده روشنی را برای تولیدکنندگان ترسیم میکرد. در سالهای ابتدایی دهه 80 بود که بخش کشاورزی پس از سالها حرکت کند و آهسته، در حال تجربه رشد هشت درصدی بود و فضای نشاط و رونق تولید در این بخش احساس میشد. این فضا بهویژه در آبان سال 83 و در آیین جشنی که به مناسبت رهایی کشورمان از بیش از 40 سال وابستگی به واردات گندم به عنوان نماد اصلی تولید در بخش کشاورزی، ترتیب یافته بود کاملا قابل لمس بود.
انتظار میرفت مدیران بخش کشاورزی با استفاده از فرصتی که این فضای نشاط انگیز برای بخش فراهم آورده بود، توجه و حمایت برنامهریزان کلان کشور را به گونهای به بخش کشاورزی جلب کنند که این بخش یک بار برای همیشه از زیر سایه سنگین سایر بخشهای اقتصادی بیرون بیاید و به عنوان یک بخش سرنوشتساز در اقتصاد کلان کشور، در کانون توجه برنامهریزان قرار گیرد. البته این امیدواری در ابتدای فعالیت دولت نهم و با توجه به شعارهایی که درخصوص حمایت از بخش کشاورزی مطرح شد، رو به فزونی گرفت غافل از آنکه "تب تند زود عرق میکند."
اگرچه از همان ابتدا نیز تصور میشد که شعار افزایش سه برابری حجم تولید محصولات کشاورزی بیش از آنکه جنبه علمی داشته باشد، دارای ماهیتی احساسی است، اما گذشت زمان و مواجهه با واقعیتها و شرایط تولید در بخش کشاورزی نظیر آنچه که در خشکسالی سال زراعی 87 – 86 رخ نمود، نشان داد که این بخش تشنه برنامهریزی و حمایت است نه شعار و لجاجت کودکانه و تسلیم محض در مقابل احساس.
اگر به دوستان برنامهریز و مدیران وزارت جهادکشاورزی به ویژه همکاران روابط عمومی این وزارتخانه (که به انتظار نشستهاند تا در مقابل انتقادهای وارده به عملکرد این بخش، بلافاصله با حالتی اغلب خشم آلود، در مقام پاسخ برآیند و گویا وظیفهای جز این برای این عزیزان در قبال منتقدان رسانهای تعریف نشده است) بر نمیخورد، باید گفت که وضعیت بخش کشاورزی را میتوان در یک جمله کوتاه و مختصر بیان کرد: "سال به سال دریغ از پارسال."
با توجه به سپری شدن حدود پنج ماه از سالی که با عنوان سال "تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی" نامگذاری شده است، بحرانهایی که در زمینه تولید و عرضه شیر و سایر فرآوردههای لبنی و به تازگی مرغ در سطح جامعه در این مدت به وجود آمد، با کدام منطق مدیریت و برنامهریزی توجیه پذیر است؟ آیا اصولا مدیران این وزارتخانه سهمی هر چند اندک از قصور و تقصیر برای خود در قبال بحرانهای ایجاد شده، قایل هستند؟
مدیرکل محترم روابط عمومی وزارت جهاد کشاورزی! اکنون که عرصه برای فعالیت رسانهها در بخش کشاورزی نه محدود که بلکه تقریبا بسته شده و دسترسی به آمار و اطلاعات این بخش تا حدود زیادی غیرممکن است، لطفا بفرمایید ارزیابی شما از آمار گمرک جمهوری اسلامی ایران درخصوص رشد بیش از 15 هزار درصدی حجم و 19 هزار درصدی ارزش واردات گندم در چهار ماهه نخست امسال چیست؟
لطفا پیش از آنکه شتابزده درصدد پاسخگویی باشید و اتهام آمارسازی به منتقدان خود بزنید، به سایت گمرک جمهوری اسلامی ایران مراجعه کنید. ملاحظه خواهید فرمود که در چهار ماه نخست امسال بیش از دو میلیون و 300هزار تن گندم وارد کشور شده است. این میزان واردات البته در شرایطی صورت گرفته که کشور در یکی دو سال اخیر تا حدود زیادی از شرایط خشکسالی سخت به دور بوده است. بپذیریم که هزینه کردن بیش از 800 میلیون دلار از منابع ارزی با ارزش کشور برای واردات محصولی که تا دیروز مدعی صادرات آن بودیم، در یک سامانه مدیریتی و برنامهریزی قابل دفاع و پذیرش نیست. شیر و مرغ و گندم موارد دم دستی هستند و گرنه میتوان به مثالهای متعددی اشاره کرد.
اگر بخواهیم، فضای نشاط و رونق را میتوان دوباره بر آسمان بخش کشاورزی حاکم کرد وگرنه "در بر همان پاشنه سابق خواهد چرخید."
منبع: دنیای سبز
این روزها شرایط بر وفق مراد بخش کشاورزی نیست. هر اندازه که باد موافق به پرچم موافقان و طرفداران واردات محصولات کشاورزی میوزد، اما بخت بد گریبان تولیدکنندگان این بخش را گرفته است و خیال رها کردن ندارد. گذشته از شرایط اقلیمی و نوسانهای آب و هوایی که هر از گاهی روی خوش به کشاورزان و تولیدکنندگان نشان نمیدهد، به نظر میرسد سردرگمیهای مدیریتی و ضعف برنامهریزی در بخش کشاورزی نیز همچون بختکی بر سر این بخش سایه انداخته است و تیشه بر ریشه تولید میزند.
اگرچه پس از آغاز فعالیت دولت نهم، دولتمردان شعار دستیابی به سطح تولید 300 میلیون تنی محصولات کشاورزی را سر دادند و حجم تولید 100 میلیون تنی این محصولات را به هیچ عنوان شایسته این بخش مولد و تاثیرگذار بر اقتصاد کشور نمیدانستند، اما گذشت زمان نشان داد که عرصه کشاورزی نه عرصه شعار بلکه میدان عمل است.
سکان هدایت بخش کشاورزی در سال 84 در شرایطی به دست گروه مدیریتی تازه نفس و اغلب ناآشنا و کمتجربه در زمینه مدیریت بخش کشاورزی سپرده شد که ظهور بارقههای امید در این بخش با رویکرد خودکفایی در محصولات راهبردی کشاورزی در قالب طرحهای 10 ساله از ابتدای دهه 80، آینده روشنی را برای تولیدکنندگان ترسیم میکرد. در سالهای ابتدایی دهه 80 بود که بخش کشاورزی پس از سالها حرکت کند و آهسته، در حال تجربه رشد هشت درصدی بود و فضای نشاط و رونق تولید در این بخش احساس میشد. این فضا بهویژه در آبان سال 83 و در آیین جشنی که به مناسبت رهایی کشورمان از بیش از 40 سال وابستگی به واردات گندم به عنوان نماد اصلی تولید در بخش کشاورزی، ترتیب یافته بود کاملا قابل لمس بود.
انتظار میرفت مدیران بخش کشاورزی با استفاده از فرصتی که این فضای نشاط انگیز برای بخش فراهم آورده بود، توجه و حمایت برنامهریزان کلان کشور را به گونهای به بخش کشاورزی جلب کنند که این بخش یک بار برای همیشه از زیر سایه سنگین سایر بخشهای اقتصادی بیرون بیاید و به عنوان یک بخش سرنوشتساز در اقتصاد کلان کشور، در کانون توجه برنامهریزان قرار گیرد. البته این امیدواری در ابتدای فعالیت دولت نهم و با توجه به شعارهایی که درخصوص حمایت از بخش کشاورزی مطرح شد، رو به فزونی گرفت غافل از آنکه "تب تند زود عرق میکند."
اگرچه از همان ابتدا نیز تصور میشد که شعار افزایش سه برابری حجم تولید محصولات کشاورزی بیش از آنکه جنبه علمی داشته باشد، دارای ماهیتی احساسی است، اما گذشت زمان و مواجهه با واقعیتها و شرایط تولید در بخش کشاورزی نظیر آنچه که در خشکسالی سال زراعی 87 – 86 رخ نمود، نشان داد که این بخش تشنه برنامهریزی و حمایت است نه شعار و لجاجت کودکانه و تسلیم محض در مقابل احساس.
اگر به دوستان برنامهریز و مدیران وزارت جهادکشاورزی به ویژه همکاران روابط عمومی این وزارتخانه (که به انتظار نشستهاند تا در مقابل انتقادهای وارده به عملکرد این بخش، بلافاصله با حالتی اغلب خشم آلود، در مقام پاسخ برآیند و گویا وظیفهای جز این برای این عزیزان در قبال منتقدان رسانهای تعریف نشده است) بر نمیخورد، باید گفت که وضعیت بخش کشاورزی را میتوان در یک جمله کوتاه و مختصر بیان کرد: "سال به سال دریغ از پارسال."
با توجه به سپری شدن حدود پنج ماه از سالی که با عنوان سال "تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی" نامگذاری شده است، بحرانهایی که در زمینه تولید و عرضه شیر و سایر فرآوردههای لبنی و به تازگی مرغ در سطح جامعه در این مدت به وجود آمد، با کدام منطق مدیریت و برنامهریزی توجیه پذیر است؟ آیا اصولا مدیران این وزارتخانه سهمی هر چند اندک از قصور و تقصیر برای خود در قبال بحرانهای ایجاد شده، قایل هستند؟
مدیرکل محترم روابط عمومی وزارت جهاد کشاورزی! اکنون که عرصه برای فعالیت رسانهها در بخش کشاورزی نه محدود که بلکه تقریبا بسته شده و دسترسی به آمار و اطلاعات این بخش تا حدود زیادی غیرممکن است، لطفا بفرمایید ارزیابی شما از آمار گمرک جمهوری اسلامی ایران درخصوص رشد بیش از 15 هزار درصدی حجم و 19 هزار درصدی ارزش واردات گندم در چهار ماهه نخست امسال چیست؟
لطفا پیش از آنکه شتابزده درصدد پاسخگویی باشید و اتهام آمارسازی به منتقدان خود بزنید، به سایت گمرک جمهوری اسلامی ایران مراجعه کنید. ملاحظه خواهید فرمود که در چهار ماه نخست امسال بیش از دو میلیون و 300هزار تن گندم وارد کشور شده است. این میزان واردات البته در شرایطی صورت گرفته که کشور در یکی دو سال اخیر تا حدود زیادی از شرایط خشکسالی سخت به دور بوده است. بپذیریم که هزینه کردن بیش از 800 میلیون دلار از منابع ارزی با ارزش کشور برای واردات محصولی که تا دیروز مدعی صادرات آن بودیم، در یک سامانه مدیریتی و برنامهریزی قابل دفاع و پذیرش نیست. شیر و مرغ و گندم موارد دم دستی هستند و گرنه میتوان به مثالهای متعددی اشاره کرد.
اگر بخواهیم، فضای نشاط و رونق را میتوان دوباره بر آسمان بخش کشاورزی حاکم کرد وگرنه "در بر همان پاشنه سابق خواهد چرخید."
منبع: دنیای سبز




































نظر شما