۰ نفر
۳۰ فروردین ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۷

هشت سال ریاست جمهوری دولتهای نهم و دهم، هر چقدر که جای انتقاد در حوزه های مختلف داشته باشد، اما یک نکته مثبت حداقل برای برخی ا آنهایی دارد که اکنون به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری یازدهم یا رسما اعلام حضور کرده اند و یا بحث حضور آنها مطرح است. آن نکته مثبت برای برخی از آنان اقتصاد آشفته و تقریبا بی سر و سامان و از هم گسیخته ای است که خوشبختانه یا متاسفانه به قدری خلل و فرج دارد که برخی از این کاندیداها که هیچ تخصص درباره  آن ندارند،بالاخره میتواند روی نقطه ای از آن دست بگذارد که در آن نقطه حرفی برای گفتن داشته باشد.

به گزارش تابناک، فضای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هنوز شفافیت کاملی به خود نگرفته و آرایش های انتخاباتی هنوز آنقدر کامل نشده اند که بتوان گفت دقیقا رقابت بر کدام نقطه متمرکز خواهد شد. اما در همین فضای کلی نیز چند مورد اساسی وجود دارد که از هم اکنون مورد رقابت واقع شده است و مهمترین آنها حوزه اقتصاد است.

شاید همین امر هم موجب آن شده است که تعدادی از چهره هایی که به واقع چهره اقتصادی هستند از حضور خود در انتخابات ریاست جمهوری سخن بگویند و از هم اکنون هم برنامه هایی برای این حوزه ارائه دهند. برخی دیگر نیز از سویی سخن از توانایی خود برای سر و سامان دادن به اقتصاد در ظرف زمانی مشخص میکنند و البته بسیاری بر کلی گویی در این حوزه اکتفا میکنند و هیچ برنامه مشخصی هم ارائه ندهند.

از همین روی است که برخی این کاندیداها حداقل در این زمین بدهکار و مدیون محمود احمدی نژاد و اقتصادی است که برای کشور رقم زده است! فرصتی که وی برای بسیاری از کاندیداهای انتخابات یازدهم فراهم کرده که حداقل سخنی در اقتصاد داشته باشند و این مهم برای افکار عمومی جامعه را دستمایه تاخت و تاز تبلیغاتی، به عیان و در پوشش قرار دهند. کاندیداهایی که برخی از آنها تا پیش از این نه سخنی اقتصادی میگفتند و نه برنامه ای در اقتصاد کشور داشتند. کسانی که تا کنون حتی یک مفهوم اقتصادی را نمی توانند توضیح دهند، امروز از اقتصاد سخن می گویند. از آباد کردن اقتصادی می گویند که خود آنان در بخشی در ویران کردنش در این هشت سال مسئول بودند. از تلاش برای رفاه اقتصادی مردمی می گویند که اتفاقا خود آنان در پایین بردن استانداردهای زندگی آنان نقش دارند. بسیاری از کاندیداهای امروز در دولت ها و ملس نقش داشته اند، یکی وزیر بوده است و یکی وکیل، یکی معاون بوده و یکی رئیس! چه گلی بر سر اقتصاد این کشور زده اند که باز هم وعده می دهند؟!

این دست از سخنان هرچند فی نفسه موردی قابل انتقاد نیست و حتی از منظری دیگر، شاید بتوان گفت نشان از تحرک سیاسی مثبت در انتخابات آتی دارد، اما یک نکته مهم را مورد اغفال قرار میدهد. و آن اینکه اقتصاد یک بازی نیست، آن هم از نوع تبلیغاتی. یا دست کم آنکه جامعه ایرانی مزه هشت سال بازی تبلیغاتی با اقتصاد را چشیده است!جالب اینکه بخشی از این کاندیداها که اکنون می خواهند اقتصاد ایران را بسازند، در مجلس هفتم سردمدار طرح تثبیت قیمت ها بودند! حرکتی پوپولیتسی که برای جلب نطر مردم انجام شد، اما مزه تلخ همین طرح را مردم برای بالا رفتن بی حد و حصر قیمت ها تجریه کردند!

نکته ای که مورد غفلت این دست از کاندیداهایی که به کلی گویی در حوزه اقتصاد و دادن وعده دو و سه ساله برای سامان دادن به اقتصاد میکنند واقع شده، این است که رئیس جمهور علاوه بر برنامه اقتصادی، باید سیاست گذار  هم در حوزه  اجرا باشد و برنامه ریز. یک برنامه اقتصادی هم باید اراده اجرا برای آن باشد و هم توانایی اجرایی برای اجرای آن. برخی از کاندیداها در طول سی سال گذشته پایشان را از تهران بیرون نگذاشته اند. برخی نفت خوزستان را می شناسند، اما نمی دانند مسجد سیمان کجاست! برخی سالی چند بار مشهد رفته اند اما نمی دانند تایباد کاست! برخی اسم کردستان را شنیده اند، اما اورامانات را نمیشناسند و برخی از آذربایجان دیدن کرده اند و اما نمی دانند مردم آن دیار چه مشکاتی دارند!

به این معنی که رئیس جمهور باید درک مشخص و دقیقی از چهارچوبهای و استراتژی های کلان و قوانین کشور داشته باشد و در حوزه اجرا برای عملیاتی کردن اهداف این حوزه های کلان و در عین حال حرکت به سمت رفع کاستی ها اقدام به ارائه برنامه و سیاست اجرایی کند. هر گونه حرف و سخنی چه در حوزه اقتصاد، یا سیاست یا فرهنگ و غیر آن بدون در نظر آوردن این زمینه، در نهایت کار را به خود محوری و خود متخصص پنداری رئیس جمهور میکشاند که آفات آن را به عینه همگان درک کرده اند.

صحبت از سر و سامان دادن به اقتصاد بدون داشتن سیاست مشخص برای این حوزه و بسنده کردن به کلی گویی در حوزه انتقاد اقتصادی و دادن وعده هایی که اساسا معلوم نیست بر چه مبنا و اصولی مستقر هستند،برای اقتصاد کشور، لباس فاخر نخواهد بود و آش دهن سوزی برای افکار عمومی جامعه نیز نیست.

آنچه امروز بیش از هرچیز اقتصاد کشور به آن نیازمند است، «سیاستگذاری اجرایی» در حوزه اقتصاد و استفاده از نخبگان اقتصادی در راستای مردمی کردن اقتصاد کشور و پاک کردن آثار حضور دولت از صحنه اقتصاد است. مسلما نتیجه انتخاب رئیس جمهوری که از هم اکنون ادعای سر و سامان دادن به اقتصاد را بدون داشتن برنامه مشخص و سیاست دقیق، و درکی درست از چهارچوبهای کلان دارد، یا چهره اقتصادی که چون دستی در اقتصاد دارد احساس میکند میتواند اقتصاد را سامان دهد، جز این نخواهد بود که حداقل چهار سال دیگر اقتصاد کشور دولتی بماند و فرد محوری و نه برنامه محوری در اقتصاد کشور حاکم باشد.

خود محوری اقتصادی همان چیزی است که از شعار بلند میشود و فاصله شعار تا عمل به اندازه تورم زیر 10 درصد و تورم 40 درصدی است. یا به اندازه ادعای عدالت اقتصادی و واقعیت بی عدالتی گسترده در جامعه. خود محوری اقتصادی از آنجایی نشات میگیرد که کاندیدای ریاست جمهوری تنها به این دلیل که اقتصاد اکنون فضای خوبی برای بازی و زمین مساعدی برای بذر تبلیغات انتخاباتی است، با سینه ای سپر در آن وعده میدهد و شعار را از هم اکنون جایگزین برنامه و سیاست اجرایی میکند.

آنچه اقتصاد امروز به آن نیاز دارد، روشن کردن مجدد مسیری است که باید طی سالهای گذشته طی میشد. مردمی کردن اقتصاد است که سیاست گذاری مشخص، راه آن را نشان میدهد و نقطه مطلوب آن را معین کرده است. اقتصاد امروز رئیس جمهور اقتصاددان هم میخواهد، اما بیشتر از آن نیازمند چهره ای است که بتواند با برنامه،خاطره تلخ خود محوری اقتصادی و خود متخصص پنداری هشت سال گذشته را از خاطر جامعه ایرانی پاک کند.

کد خبر 23172

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =