سعید وایگانی - هامبورگ آلمان: در ماههای اخیر، رسانههای تخصصی کشاورزی آمریکا بار دیگر به موضوع تجارت محصولات کشاورزی با ایران پرداختهاند. در این گزارشها، ایران به عنوان کشوری با جمعیت بالا، نیاز قابل توجه به واردات نهادههای دامی و محصولات غذایی، و ظرفیت خرید چند میلیارد دلاری، مورد توجه قرار گرفته است.
به گزارش پایگاه خبری اقتصادغذا «فود پرس»، برای کشاورزان آمریکایی، توسعه بازارهای صادراتی اهمیت ویژهای دارد. آمریکا یکی از بزرگترین تولیدکنندگان محصولات کشاورزی جهان است و بخش مهمی از درآمد کشاورزان این کشور به صادرات وابسته است. در چنین شرایطی، هر بازار جدیدی که بتواند بخشی از تولیدات مازاد آمریکا را جذب کند، از دید فعالان این صنعت ارزشمند تلقی میشود.
محصولاتی مانند سویا، ذرت و گندم در صدر کالاهایی قرار دارند که در گزارشهای رسانههای کشاورزی آمریکا درباره ایران مورد اشاره قرار میگیرند. ایران یکی از واردکنندگان مهم خوراک دام و طیور در منطقه محسوب میشود و به دلیل محدودیت منابع داخلی، بخشی از نیاز خود را از طریق واردات تأمین میکند.
با این حال، نگاه رسانههای تخصصی کشاورزی آمریکا کاملاً خوشبینانه نیست. بسیاری از تحلیلگران معتقدند حتی در صورت کاهش محدودیتهای مالی و تجاری، ایران الزاماً به یکی از مشتریان دائمی محصولات آمریکایی تبدیل نخواهد شد. طی سالهای گذشته ایران شبکه متنوعی از تأمینکنندگان بینالمللی شامل برزیل، روسیه، هند و کشورهای اروپایی ایجاد کرده است و در تصمیمگیریهای تجاری خود معمولاً عواملی مانند قیمت، کیفیت، هزینه حملونقل، شرایط پرداخت و امنیت تأمین را در نظر میگیرد.
از سوی دیگر، صادرات محصولات کشاورزی همواره جایگاه ویژهای در قوانین آمریکا داشته است. حتی در دورههایی که تحریمهای گسترده علیه ایران اعمال شدهاند، غذا، محصولات کشاورزی، دارو و تجهیزات پزشکی معمولاً از برخی محدودیتها مستثنی بودهاند. به همین دلیل، تجارت محصولات کشاورزی میان دو کشور اغلب در قالب مباحث امنیت غذایی و تجارت بشردوستانه مورد بررسی قرار گرفته است.
اما شاید مهمترین نکته این باشد که نگرانی اصلی کشاورزان آمریکایی درباره ایران، تنها موضوع صادرات نیست. در ماههای اخیر، بخش قابل توجهی از رسانههای کشاورزی آمریکا به تأثیر تنشهای ژئوپلیتیکی خاورمیانه بر قیمت انرژی، کود و حملونقل پرداختهاند. هرگونه اختلال در مسیرهای مهم تجاری و انرژی، بهویژه در خلیج فارس و تنگه هرمز، میتواند باعث افزایش هزینههای تولید برای کشاورزان آمریکایی شود.
افزایش قیمت سوخت، رشد هزینه حملونقل دریایی و بالا رفتن قیمت کودهای شیمیایی مستقیماً بر سودآوری مزارع آمریکا اثر میگذارد. به همین دلیل، بسیاری از کشاورزان آمریکایی در کنار توجه به فرصتهای صادراتی، تحولات منطقه خاورمیانه را از منظر تأثیر آن بر هزینههای تولید نیز دنبال میکنند.
در کنار این ملاحظات، ایران از منظر اقتصادی میتواند یکی از بازارهای قابل توجه برای بخش کشاورزی آمریکا باشد. در حال حاضر، صادرات سویای آمریکا با چالشهایی مواجه است و بخشی از سهم این کشور در بازار جهانی به دلیل افزایش خرید چین از برزیل کاهش یافته است. در نتیجه، آمریکا با هشت و نیم میلیون تن مازاد سویا در تولید خود روبهرو شده و تولیدکنندگان این کشور به دنبال بازارهای جدید برای جذب این حجم از عرضه هستند.
در چنین شرایطی، ایران میتواند به یکی از مقاصد بالقوه مهم برای صادرکنندگان آمریکایی تبدیل شود. برآوردها نشان میدهد واردات سالانه ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۲.۳ میلیون تن دانه سویا و حدود ۲.۵ میلیون تن کنجاله سویا بوده است. با فرض قیمت تقریبی ۴۵۰ دلار برای هر تن دانه سویا و حدود ۳۵۰ دلار برای هر تن کنجاله سویا در بازار صادراتی آمریکا، ارزش بالقوه این بازار به چند میلیارد دلار در سال میرسد.
به عبارت دیگر، تنها بازار سویا و کنجاله سویا میتواند درآمدی چند میلیارد دلاری برای صادرکنندگان آمریکایی ایجاد کند. این رقم بدون در نظر گرفتن سایر محصولات کشاورزی مانند ذرت، گندم، DDGS، روغنهای گیاهی و سایر نهادههای مورد نیاز صنعت دام و طیور ایران است. از همین رو، بسیاری از فعالان بخش کشاورزی آمریکا، ایران را بازاری با ظرفیت قابل توجه ارزیابی میکنند.
با این حال، تحقق چنین ظرفیتی به عوامل متعددی از جمله شرایط سیاسی، محدودیتهای بانکی، هزینههای حملونقل، رقابت سایر صادرکنندگان و سیاستهای تجاری دو کشور بستگی دارد. در عمل، حتی اگر موانع سیاسی کاهش یابد، رقابت شدیدی میان آمریکا، برزیل، آرژانتین، روسیه و سایر صادرکنندگان برای حضور در بازار ایران وجود خواهد داشت.
در مجموع، نگاه غالب رسانهها و فعالان کشاورزی آمریکا این است که ایران میتواند یک فرصت اقتصادی مهم برای صادرات محصولات کشاورزی باشد، اما در عین حال بخشی از یک معادله بزرگتر شامل سیاست، انرژی، حملونقل و امنیت غذایی جهانی است. برای کشاورزان آمریکایی، ایران هم یک بازار بالقوه چند میلیارد دلاری محسوب میشود و هم بخشی از ریسکهای ژئوپلیتیکی است که میتواند بر هزینه تولید و تجارت جهانی محصولات کشاورزی تأثیر بگذارد.
به اعتقاد نویسنده، ایران و آمریکا حتی بدون تغییر در مواضع و سیاستهای یکدیگر نیز میتوانند روابط تجاری سودمندی را توسعه دهند. بخش کشاورزی یکی از حوزههایی است که ظرفیت ایجاد همکاریهای گسترده و منافع متقابل را برای هر دو کشور دارد. چنین همکاریهایی میتواند ضمن تأمین بخشی از نیازهای بازار ایران، فرصتهای جدیدی برای تولیدکنندگان و صادرکنندگان آمریکایی فراهم کند و در نهایت به شکلگیری یک رابطه اقتصادی برد-برد در راستای منافع ملی هر دو کشور، فارغ از دیدگاه سیاسی هر دو کشور منجر شود.





































نظر شما