منصور انصاری

گويا قرار نيست نگرش هاي پندارگرايانه غيرتخصصي در عرصه كشاورزي و دامپروري جاي خود را به واقعبيني و ديدگاههاي عملي بدهد. مسئولان و عده اي در دولت كنوني نيز به عمد يا سهو به اين فضا دامن مي زنند و زمينه هايي فراهم ميسازند كه بسياري از افسون شدگان پندارگراي پيشين يادشان مي رود برنامه ريزان و سياست گذاران وزارت جهاد كشاورزي دولت يازدهم سعي دارند در حرف و گفتار از طرح شعارهاي پرطمطراق بي محتواي غير عملي سياست زده با پسوندهاي مطلق گرايانه"ترين"اجتناب كنند و با تواضع و كم ادعايي در عين برخورداري از دانش كافي مي گويند بر آنيم با تكيه بر تعاملات جهاني و دستاوردهاي علوم و صحنه عمومي جامعه جهاني كشاورزي به راهكارهاي واقع بينانه براي برون رفت از مخمصه هاي تاريخي كشاورزي و دامپروري كشورمان دست يابيم و كشاورزي را بيشتر در حوزه صرفه اقتصادي و منافع ملي مي بينند نه عرصه سياسي كاري، خوب است متخصصان عزيزي كه هنوز شعارهاي غير عملي براي جلب توجه صادر مي فرمايند به ياد آورند وزيري بود كه مدام شعار مي داد، از جمله : "در كمتر از 3 سال زراعي، توليد جو را به خودكفايي ميرسانم"."گندم را از مرز خودكفايي به صادرات ارتقاء مي دهم"، توليد دانه هاي روغني را تا 70 درصد رفع نياز داخل افزايش خواهم داد" و شعارهاي ديگر و بسياري هم او را تشويق و برايش كف مي زدند با اين حال ايشان نه تنها نتوانست هيچكدام از شعارهاي فوق را عملي كند بلكه در ادامه همان سياست ها به وزير واردكننده بزرگترین محموله های گندم تاريخ كشاورزي كشور بعد از انقلاب شهرت يافت و گرچه به رغم پندارگرايي و ضربات جبران ناپذير بر ساختار كشاورزي كشور، هنوز هم نمي توان در تلاش شبانه روزي و حسن نيت ايشان ترديد كرد ولي به واقع بايد گفت تحولات تاريخي در عرصه توليد، اقتصاد و بازرگاني كشاورزي با شعارهاي سياسي عامه پسند امكان پذير نيست، كشاورزي از صبحدم تاريخ "ساختار اجتماعي توليد" تا كنون مقهور طبيعت بوده و هست و فقط با قانون استيلا يعني كشف رمز و راز طبيعت و بهره گيري از دانش، علوم و تكنولوژي مي توان دامنه اين قهر را محدود و به فرمان سياست و برنامه ريزي كلان در اين يا آن جغرافياي طبيعي درآورد.
اين مقدمه طولاني براي اين است كه بگوييم روابط عمومي وزارت جهاد كشاورزي گروهي از خبرنگاران رسانه ها و خبرگزاريهاي مجازي و سايت هاي خبري را احتمالا با حمايت شركت دولتي جهاد استقلال به منطقه ممنوعه و ايزوله "مرغ لاين بابل كنار" براي تهيه خبر و گزارش اعزام مي كند و گرچه معلوم نيست انگيزه و هدف روابط عمومي از سازماندهي اين برنامه چه بوده است و خواهد بود ولي بايد گفت مصاحبه شوندگان به رغم اينكه متخصص هستند و از جايگاه تخصصي برخوردارند سخناني غير تخصصي، پندارگرايانه و به دور از واقعيت به زبان مي آورند كه نبايد به سادگي از كنار آنچه كه گفته شده گذشت، مثلا يكي از مصاحبه شوندگان ميگويد: "در حال حاضر سه درصد از سهام بازار جوجه ريزي در سطح كشور در دست اين مجتمع است كه پيش بيني ميشود امسال بتوانيم 15 درصد سهم بازارهاي جهاني را ازآن خود كنيم" و در جايي ديگر از گفتگوي خود با خبرنگاران مي افزايد: "با نوسانات نرخ ارز پيش بيني مي شود كه تامين 100 درصد نيازهاي داخل در زمينه جوجه يكروزه و مرغ اجداد و مادر از طريق اين مجتمع تامين ميشود."همين منبع در ابتداي بحث خود يادآور ميشود: "ايران هشتمين كشور توليدكننده مرغ لاين در جهان است".
شخصيت ديگري كه در جايگاه بالاتري قرار دارد و از سوابق مثبتي در فعاليت هاي خود در وزارتخانه نيز برخوردار بوده است ضمن بيان مطالبي در همان حدي كه ذكر شد يادآور مي شود: "تا اول دهه 1380 سهم لاين بابل كنار در تامين جوجه يك روزه براي واحدهاي پرورشي گوشتي در بازارهاي داخلي حدود 85 درصد بود اما به تدريج اين سهم كاهش يافت و امروز اين سهم كمتر از 5 درصد است." اين مقام بلند پايه در وزارت جهاد كشاورزي در بحث استدلالي خود به علل و عوامل كاهش اين سهم به خبرنگاران توضيح مي دهد كه؛" برخي از فعالان اين عرصه بر اين عقيده اند كه برخي شاخص هاي مرغ لاين و ساير مرغ هاي تجاري با هم فرق مي كند و شايد دليل اصلي همين باشد" و در ادامه گفتگوي خود مي گويد: به طور مثال نژاد "راس" كه در حال حاضر جاي خود را در بازار ايران به خوبي پيدا كرده است، عقيده اين است كه سينه مرغ "راس" پهن تر از آرين ايراني است و براي كشور ما كه جوجه كباب جزو غذاهاي لذيذ كشور به حساب ميآيد، نژاد "راس"  مي تواند بهتر باشد. البته همه اين موارد بهانه اي شده است در دست افرادي براي واردات مرغ اجداد از نژادهاي ديگر.
نگارنده اين سطور در جمله بندي، نحوه نگارش و اغلاط دستوري اين اخبار دست نبرده است كه حفظ امانت شود، اينكه اين دو بزرگوار چنين سخن گفته اند يا خير نيز بي اطلاع هستم زيرا تصحيح يا تكذيبي از سوي آنان اعلام نشده است، ولي از اين دو بزرگوار مصاحبه شونده و كسان ديگري كه ترتيب اين برنامه را داده اند بايد پرسيد اين چه "مقام هشتمي در جهان است" كه حتي در كشور خود سهمي بسيار ناچيز دارد. وقتي مرغداران ايراني به رغم قيمت بسيار ارزان لاين آرين، از اين نژاد در فارمهاي خود جوجهريزي نمي كنند، و اين دانش لاين كه مقام هشتم دنيا را به كشور داده است در داخل به طور كامل شكست خورده است و به رغم حمايت هاي بي دريغ دولتي در عرصه رقابت با نژادهاي تجاري موجود در كشور از رده 85 به 3 درصد(كه اين رقم نيز نادرست و حدود يك درصد و كمتر صحيح است) رسيده، چه ارزش و اعتباري دارد كه به آن افتخار كنيم؟ آيا اعلام اين ارقام اعلام شكست كامل پروژه لاين بابل كنار نيست؟ از اين گذشته اين چه ديدگاه پندارگرايانهي غيرواقعي است كه اعلام مي شود امسال سهم اين مجتمع را به 15 درصد سهم جهاني ارتقاء مي دهيم؟ همه كساني كه با صنعت مرغداري ايران آشنايي دارند مي دانند نژاد آرين فقط در عصر توليد كوپني و با ضريب تبديل بالاتر از 5/2 و با حمايت هاي حيرتآور يارانه اي در شرايطي كه رقابتي وجود نداشت توانست ادامه حيات دهد. مصاحبه شونده ديگري ميگويد: "يكي از دلايل موفقيت "راس" علاقه ايرانيان به جوجه كباب است"، پس مرغداران آمريكايي كه بيش از 50 درصد از نژاد"راس" را در واحدهاي پرورشي خود استفاده مي كنند به اين دليل است كه اكثر مردم آمريكا بر فراز آسمانخراش هاي نيويورك يا واشنگتن در فضاي دود و دم جوجه كباب به سر مي برند، "پيل گريم" دارنده بزرگترين "اينتگريشن" آمريكا نيز جوجه كباب دوست دارد و "كي اف سي" هم كه در سراسر دنیا نژاد"راس" را به مشتريان خود عرصه مي كند به همين دليل است! به نظر شما اين حرف ها تخصصي و در شأن متخصصاني است كه مي خواهند مقام هشتمي جهان را در عرصه مرغ لاين حفظ كنند؟ آيا اين سخنان ارتباطي به ميزان توليد تخم مرغ نطفه دار، ضريب تبديل جوجه، پايداري نژاد در مقابل بيماريها، كاهش تلفات در مراحل پرورش و دهها نكته علمي ديگر دارد؟ اگر رسانه هاي عمومي را دعوت كرده ايم كه با مردم عادي و جمعيت 80 ميليوني در مورد گوشت مرغ و كيفيت آن سخن بگوييم بايد واقعيت ها را بيان داريم و ربطي به "لاين بابل كنار" ندارد، جز اين، با اين سخنان قصد داريم از كدام نمد كلاه بدوزيم؟ و اگر مي خواهيم تاريخ اين پروژه را بازخواني كنيم و به مردم اطلاع دهيم بايد پرسيد لاين بابل كنار را چه كساني به اين فلاكت و سرافكندگي كشانيدهاند و چه كساني بايد پاسخگو باشند؟
چرا در آن زمان از ميان تمامي نژادهاي برتر جهان به سراغ نژاد "هايبرو" هلندي رفتيم؟ چه كسي و كساني در آن زمان پورسانت هاي حيرت انگيز دلاري گرفتند و گريختند ؟ چرا"نژاد هايبرو" كه در صحنه جامعه جهاني صنعت مرغداري در حال زوال و نابودي بود و اينك نيز وجود خارجي ندارد را انتخاب كرديم؟ چرا يك هزارو135 هكتار زمين ممتاز در يك منطقه ايزوله شده به حال خود رها شده است و تجهيزات و تاسيسات آن در حال نابودي است؟ چرا مجلس هيچ تحقيق و تفحصي در مورد شكست اين پروژه در ادوار گذشته نكرده است و نمي كند؟ چرا سفرهاي اخير اين يا آن مدير شركت هاي اقماري به كشورهاي اروپايي براي نوسازي، بازسازي و احتمالا واردات خط خوني جديد يا همان( GGPپدراجداد مادر) به صورت شفاف "خبري" نمي شود؟ آقايان در پنهان به چه كار مشغولند؟ اگر قصد خدمت به صنعت مرغداري و نه ساخت كلاه از نمد صندوق توسعه و ارزهاي آن، در ميان است. چرا خود صاحبان صنعت مرغداري، تشكل ها، كارشناسان بخش خصوصي و حتي واردكنندگان اجداد تجاري مانند "راس" (86 درصد از سهم بازار)، كاب( 10 درصد)، آربورايكرز(3 درصد)، هوبارد(1 درصد)  و... براي بهرهگيري از تجارب آنان در بازار داخلي و در حضور رسانه هاي تخصصي به ميزگردي دعوت نمي كنند؟
اصولا چرا اين بحث بنيادين را به ميان نمي آورند كه آيا بازسازي و نوسازي لاين آرين يا امتزاج خط خوني گله اي خالص و جديد در منظر منافع ملي و صنعت مرغداري مقرون به صرفه و يا مطمئن تر از واردات اجداد است؟ درحال حاضر و در بدترين شرايط به رغم تحريم ها و محاصره اقتصادي، سالانه 200 هزار جوجه اجداد تجاري در  محمولههاي 6 هزارتايي با هواپيما وارد كشور مي شود و حاصل آن توليد بالغ بر يك ميليون و 800 هزار تا دو ميليون تن گوشت مرغ است، آيا صنعت مرغداري و مرغداران توان و فرصتي براي آزمون و خطاي آقاياني كه در قالب شركت هاي انحصاري و اقماري قصد دارند مزارع آنان را به آزمايشگاه تبديل كنند، دارند؟! آيا اين آقايان، همان آقاياني نبودند كه قبلا نيز در سرنوشت و تصميمگيري ها براي اداره لاين بابل كنار دخيل بودند؟ از سوي ديگر حتما لازم است انحصار در نژادها و تك نژادي و از جمله موضوع واردات اجداد نژادهايي چون "راس"، كه 86 درصد از سهم بازار را دارد، مورد بحث و مداقه مجدد قرار گيرد، اگر به زيان كشور است و ترجيح با واردات لاين و استقرار لاين جديدي است و براي اقتصاد ملي و امنيت غذايي مقرون به صرفه تر است، آشكارا، نه زير به زير، آن را با سربلندي در ميان جامعه صنعت مرغداري به بحث و گفتگو بگذارند و صاحبان صنعت مرغداري و مرغداران را به مشاركت در اين بحث دعوت كنند، در پايان، سكوت حيرت آور نهادها و شركت هايي كه اجداد راس، كاب، آربورايكرز و هوبارد را وارد مي كنند در مقابل اين اظهارات قابل تأمل است.
کد خبر 297434f69f5d416b89c19ddf89cf1e4c

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =