فرشاد معماریان - نایب رییس انجمن صنفی سراسری صنایع آرد ایران
اظهارات آقای محمدرضا مرتضوی، رئیس انجمن آردسازان، درباره علل عدم حضور و استقبال محدود کارخانههای آرد از هجدهمین نمایشگاه ایبکس، صرفاً یک اظهارنظر درباره یک نمایشگاه صنفی نیست؛ این اظهارات را میتوان نشانهای از یک مساله عمیقتر در ساختار اقتصادی و صنفی صنعت آرد دانست؛ صنعتی که سالهاست میان الزامات یک اقتصاد رقابتی و سازوکارهای متمرکز و دستوری گرفتار مانده است.
طبیعی است در صنعتی که بخش عمده فعالیت آن تحت تأثیر سهمیهبندی، تخصیص گندم یارانهای، قیمتگذاری دستوری و محدودیتهای متعدد قرار دارد، انگیزه بنگاهها برای رقابت، سرمایهگذاری، توسعه بازار، برندسازی، نوآوری و حتی حضور مؤثر در نمایشگاههای تخصصی کاهش پیدا کند.
اما مساله مهمتر این است که نباید غیبت کارخانههای آرد از یک نمایشگاه را صرفاً به بیعلاقگی مدیران یا ضعف نمایشگاه نسبت داد. باید پرسید چه ساختار اقتصادیای بر صنعت حاکم شده که حتی ابزارهایی مانند نمایشگاه، تبلیغات، رقابت و توسعه بازار نیز برای بخش قابل توجهی از بنگاهها کارکرد اقتصادی خود را از دست دادهاند؟
صنعت آرد؛ صنعتی بدون رقابت واقعی
وقتی بخش عمده گندم و آرد کشور در یک نظام سهمیهای و یارانهای مدیریت میشود، کارخانهها عملاً برای بهدستآوردن بازار آزاد و مشتری بیشتر رقابت نمیکنند؛ بلکه بخش مهمی از فعالیت آنها به دریافت سهمیه، تخصیص، رعایت ضوابط و فروش محصول در چارچوب قیمتهای تعیینشده محدود میشود.
در چنین ساختاری، تفاوت کارخانه کارآمد و ناکارآمد، مدرن و قدیمی، نوآور و غیرنوآور و حتی کارخانهای که خدمات بهتری به مشتری ارائه میکند، بهتدریج کمرنگ میشود.
رقابت زمانی معنا پیدا میکند که مشتری بتواند انتخاب کند، تولیدکننده بتواند محصول خود را عرضه کند و قیمت بتواند پیام واقعی بازار را منتقل کند.
در غیر این صورت، نمایشگاه تبدیل میشود به ویترینی که پشت آن، سازوکار واقعی بازار وجود ندارد.
سرکوب قیمت؛ فشار پنهان بر سرمایهگذاری
یکی دیگر از مشکلات اساسی صنعت، سرکوب نرخ خدمات و محدودکردن حاشیه سود کارخانههای آرد است.
کارخانه آرد برای ادامه فعالیت به سرمایهگذاری مستمر در ماشینآلات، آزمایشگاه، نگهداری و تعمیرات، نیروی انسانی متخصص، انرژی، بستهبندی، لجستیک و فناوری نیاز دارد. اما هنگامی که قیمت تمامشده آرد بهصورت دستوری تعیین شود و امکان انعکاس واقعی هزینهها در قیمت وجود نداشته باشد، منابع لازم برای بازسازی و توسعه صنعت بهتدریج تحلیل میرود.
این مساله زمانی جدیتر میشود که ماده اولیهای مانند گندم، در دو بازار با فاصله بسیار زیاد قیمتی قرار داشته باشد؛ در یک سو گندم یارانهای با نرخهای دستوری و در سوی دیگر گندم با قیمت واقعیتر بازار.
چنین شکاف بزرگی نهتنها محاسبه اقتصادی تولید را مخدوش میکند، بلکه اساساً مفهوم قیمت تمامشده واقعی، بهرهوری و سودآوری واقعی را نیز از بین میبرد.
نتیجه؛ صنعتی که انگیزه نوآوری در آن کاهش یافته است
در یک بازار رقابتی، کارخانهای که کیفیت بالاتر، فناوری بهتر، مصرف انرژی کمتر، ضایعات پایینتر، بستهبندی مناسبتر و خدمات مطلوبتری ارائه میکند، باید بتواند سهم بیشتری از بازار به دست آورد.
اما در ساختار دستوری، بسیاری از این مزیتها الزاماً به افزایش سهم بازار یا سودآوری منجر نمیشوند.
پیامد طبیعی چنین شرایطی، عقبماندگی تدریجی صنعت است.
سرمایهگذاری جدید دشوارتر میشود، ورود نسل جدید مدیران و سرمایهگذاران کاهش مییابد، انگیزه جوانگرایی کم میشود و کارخانهای که باید خود را برای رقابت با فناوریهای روز دنیا آماده کند، بیشتر انرژی خود را صرف حل مسائل اداری، سهمیهای و قیمتگذاری میکند.
این وضعیت در بلندمدت فقط یک مشکل اقتصادی نیست؛ بلکه به مسالهای برای آینده صنعت تبدیل میشود.
بنابراین مساله اصلی، نمایشگاه ایبکس نیست
اگر امروز تعداد قابل توجهی از کارخانههای آرد انگیزه کافی برای حضور در یک نمایشگاه تخصصی ندارند، باید این اتفاق را بهعنوان یک هشدار صنفی جدی گرفت.
نمایشگاه زمانی برای یک بنگاه اقتصادی جذاب است که بنگاه:
- بازار رقابتی داشته باشد؛
- امکان معرفی و فروش محصول خود را داشته باشد؛
- بتواند مشتری جدید جذب کند؛
- امکان توسعه برند داشته باشد؛
- از سرمایهگذاری خود بازده اقتصادی دریافت کند؛
- و مهمتر از همه، آینده فعالیت خود را قابل پیشبینی ببیند.
اگر این الزامات وجود نداشته باشد، نمیتوان صرفاً از کارخانهها انتظار داشت که با هزینه قابل توجه در نمایشگاه حضور پیدا کنند.
ضرورت تغییر رویکرد صنفی
به نظر میرسد صنعت آرد بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در رویکرد صنفی خود است.
وظیفه تشکلهای صنفی نباید صرفاً دفاع از وضع موجود، پیگیری نرخهای دستوری، سهمیه بیشتر یا حل مشکلات روزمره کارخانهها باشد.
مطالبه اصلی صنعت باید اصلاح ساختار باشد.
حرکت به سمت آزادسازی واقعی زنجیره گندم، آرد و نان و همزمان هدفمندی یارانهها، میتواند نقطه آغاز این تحول باشد.
در این الگو، به جای آنکه یارانه در ابتدای زنجیره و در قیمت گندم و آرد پنهان شود، حمایت دولت باید تا حد امکان از کالا جدا شده و به مصرفکننده نهایی منتقل شود.
به بیان ساده:
یارانه باید از «آرد» جدا و به «مصرفکننده» منتقل شود.
در چنین شرایطی، قیمت گندم و آرد میتواند به واقعیتهای اقتصادی نزدیک شود، کارخانهها میتوانند بر مبنای هزینه واقعی تولید فعالیت کنند و رقابت میان آنها دوباره معنا پیدا کند.
آزادسازی بدون رهاسازی
البته آزادسازی به معنای رها کردن بازار و حذف یکباره همه ابزارهای نظارتی نیست.
اجرای موفق این سیاست نیازمند یک نقشه راه مشخص است:
- آزادسازی تدریجی قیمت گندم و آرد با جدول زمانی شفاف؛
- انتقال مستقیم و هدفمند یارانه به مصرفکننده؛
- ایجاد سازوکار هوشمند برای حمایت از دهکهای کمدرآمد؛
- حذف تدریجی سهمیهبندی و جایگزینی آن با سازوکار بازار و نظارت هوشمند؛
- ایجاد امکان رقابت واقعی میان کارخانههای آرد؛
- اصلاح نظام تعیین نرخ خدمات و فراهمکردن امکان انعکاس هزینههای واقعی؛
- فراهمکردن دسترسی صنعت به منابع مالی برای نوسازی ماشینآلات و فناوری؛
- تسهیل ورود سرمایهگذاران و نسل جدید مدیران به صنعت؛
- ایجاد امکان توسعه برند، صادرات و بازارهای جدید؛
- حفظ ابزارهای نظارتی دولت صرفاً برای تضمین امنیت غذایی، کیفیت و حمایت از مصرفکننده.
تشکل صنفی باید مطالبهگر تحول باشد
صنعت آرد برای عبور از این وضعیت نیازمند یک تغییر پارادایم است.
باید از مدیریت کمبود و سهمیه به سمت مدیریت بازار و رقابت حرکت کرد؛ از چانهزنی برای افزایش سهمیه به سمت مطالبه آزادی اقتصادی؛ و از دفاع از قیمت دستوری به سمت دفاع از قیمت واقعی و حمایت مستقیم از مصرفکننده.
اتفاقاً اگر یارانه از کالا جدا و به مصرفکننده منتقل شود، دولت نیز میتواند با شفافیت بیشتری میزان حمایت خود را مشخص کند و مردم بدانند چه میزان از منابع عمومی صرف حمایت از مصرف نان میشود.
در مقابل، کارخانه نیز باید مسئولیت خود را بپذیرد: کیفیت، بهرهوری، کاهش هزینه، نوآوری، سرمایهگذاری، برند و رقابت.
در چنین بازاری دیگر کارخانهای صرفاً به دلیل داشتن سهمیه گندم مزیت نخواهد داشت؛ مزیت باید از کارآمدی و رضایت مشتری حاصل شود.
جمعبندی
عدم حضور یا استقبال محدود کارخانههای آرد از هجدهمین نمایشگاه ایبکس را نباید صرفاً یک اتفاق نمایشگاهی تلقی کرد. این اتفاق میتواند تصویری از وضعیت اقتصادی صنعتی باشد که سالها در فضای سهمیهبندی، قیمتگذاری دستوری و محدودیت رقابت فعالیت کرده است.
اگر میخواهیم صنعت آرد دوباره به صنعتی پویا، رقابتی، سرمایهپذیر و نوآور تبدیل شود، راهحل را نباید در افزایش تعداد نمایشگاهها یا تشویق کارخانهها به حضور جستوجو کرد.
راهحل، تغییر قواعد بازی است.
صنعت آرد باید از یک صنعت «سهمیهمحور» به یک صنعت «بازارمحور» تبدیل شود؛ یارانه باید از تولیدکننده و کالا فاصله گرفته و به مصرفکننده واقعی برسد؛ قیمتها باید امکان انعکاس هزینههای واقعی را داشته باشند و کارخانهها باید در یک میدان رقابتی واقعی، مسئول کیفیت، بهرهوری و بقای اقتصادی خود باشند.
آن روز، نمایشگاه نیز دوباره کارکرد واقعی خود را پیدا خواهد کرد؛ نه بهعنوان یک مراسم تشریفاتی، بلکه بهعنوان میدان رقابت، معرفی فناوری، جذب مشتری، توسعه بازار و نمایش توان واقعی صنعت آرد کشور.
شاید مهمترین پیام هجدهمین ایبکس همین باشد:
مشکل صنعت آرد، فقط کمبود حضور در نمایشگاه نیست؛ مشکل، ساختاری است که انگیزه حضور، رقابت و نوآوری را از صنعت گرفته است.
و اصلاح این ساختار، بیش از آنکه یک انتخاب باشد، به یک ضرورت برای آینده صنعت آرد و نظام تأمین نان کشور تبدیل شده است.




































نظر شما