یاشار غریبی
بازار جهانی غلات در هفته گذشته تحت تأثیر همزمان چند عامل مهم قرار گرفت؛ افزایش قیمت انرژی و هزینه حملونقل، تداوم محدودیت صادرات دریای سیاه، افزایش قابلتوجه موقعیت خرید صندوقهای سرمایهگذاری و بالا رفتن ریسکهای آبوهوایی ناشی از النینو. نفت برنت در مقطعی به نزدیکی ۱۰۸ دلار در هر بشکه رسید و تشدید تنشها در خاورمیانه و دریای سرخ، نگرانیها درباره جریان انرژی و تجارت دریایی را افزایش داد. در همین حال، موقعیت خرید خالص سرمایهگذاران غیرتجاری در بازارهای کشاورزی به حدود ۷۷۵ هزار قرارداد، بالاترین سطح از مارس ۲۰۲۲، رسیده است. این حجم از خرید از قیمتها حمایت میکند، اما در صورت نبود محرک صعودی تازه، بازار را در برابر شناسایی سود نیز آسیبپذیرتر میکند.
در گندم، افزایش عرضه جهانی فعلاً مانع از آن شده که مشکلات دریای سیاه به یک روند صعودی پایدار تبدیل شود. ذخایر گندم صادرکنندگان عمده از حدود ۴۲ به ۴۷ میلیون تن افزایش یافته که عمدتاً ناشی از بهبود چشمانداز تولید در استرالیا، کانادا و آرژانتین و همچنین انباشت بیشتر ذخایر در روسیه و اوکراین است. با این حال، محدودیت ظرفیت بنادر و هزینه بالاتر مسیرهای جایگزین همچنان صادرات روسیه و بهویژه اوکراین را تحت فشار قرار داده است. در سمت تقاضا نیز خرید حدود ۵۰۰ تا ۵۱۰ هزار تن گندم توسط الجزایر، با قیمت حدود ۳۳۰ دلار، نشان داد که برخی واردکنندگان پس از مدتی انتظار، حتی در سطوح بالاتر قیمت نیز در حال بازگشت به بازار هستند.
در آمریکا نیز توجه بازار بهتدریج از محصول فعلی به کشت آینده گندم معطوف شده است. تا اواسط سپتامبر تنها ۸ درصد گندم زمستانه کشت شده، در حالی که متوسط پنجساله در این مقطع ۱۲ درصد است و حدود ۵۹ درصد مناطق تولید گندم زمستانه همچنان با خشکسالی مواجهاند. بنابراین، اگرچه موجودی جهانی گندم در حال حاضر نسبتاً مناسب است، شرایط کشت محصول آینده در کنار محدودیت صادرات دریای سیاه میتواند در ماههای پیش رو اهمیت بیشتری پیدا کند.
در ذرت، تراز آمریکا نسبت به ماههای گذشته محدودتر شده است. برآورد عملکرد از ۱۸۰.۷ به ۱۷۸.۵ بوشل در ایکر کاهش یافته و ذخایر پایان فصل به ۱.۵۶۷ میلیارد بوشل رسیده است؛ چهارمین کاهش متوالی ماهانه که نسبت ذخایر به مصرف را به حدود ۹.۷ درصد رسانده است. در اروپا نیز کاهش تولید داخلی، نیاز به واردات را افزایش داده؛ محصول ذرت فرانسه حدود ۸.۱ میلیون تن، پایینترین سطح در چند دهه اخیر، برآورد شده و واردات اتحادیه اروپا از ابتدای فصل تا اواسط سپتامبر حدود ۳۸ درصد بیشتر از سال گذشته بوده است. در مقابل، عرضه آمریکای جنوبی همچنان عامل متعادلکننده بازار است؛ برزیل برای محصول ۲۰۲۶/۲۷ حدود ۱۴۸ میلیون تن ذرت پیشبینی میکند و آرژانتین نیز در اوت و سپتامبر در مسیر صادرات رکوردی حدود ۱۰ میلیون تن قرار گرفته است.
در سویا و کنجاله، چین همچنان مهمترین عامل حمایتی بازار است. این کشور بیش از نیمی از تعهد خرید ۲۵ میلیون تنی سویای آمریکا را پوشش داده و کاهش موجودی قابل عرضه برزیل نیز به نفع صادرات آمریکا عمل کرده است. در مقابل، حاشیه فرآوری سویا در چین منفی شده و کاهش گله خوک و ضعف نسبی تقاضای خوراک، سودآوری صنایع روغنکشی را تحت فشار قرار داده است. بنابراین ادامه خرید چین همچنان برای بازار اهمیت زیادی دارد، اما سرعت واقعی تقاضا میتواند تعیینکننده ادامه حرکت قیمتها باشد.
در کنار غلات، انرژی و حملونقل به یکی از مهمترین متغیرهای بازار تبدیل شدهاند. نرخ نفتکشهای بزرگ در مسیر خاورمیانه به چین در مقطعی به حدود ۸۰۰ هزار دلار در روز رسیده و متوسط عبور کشتیهای کالایی از تنگه هرمز به حدود ۱۰ فروند در روز کاهش یافته است. این مسئله تنها به افزایش کرایه حمل محدود نمیشود؛ اختلال در کشتیرانی میتواند انتقال کود و سایر نهادههای مورد نیاز آمریکای جنوبی را نیز در آستانه فصل کشت دشوارتر و پرهزینهتر کند.
عامل دیگری که از این هفته باید با دقت بیشتری دنبال شود، النینو است. احتمال شکلگیری یک النینوی بسیار قوی به بیش از ۹۰ درصد رسیده و احتمال قرار گرفتن آن در میان شدیدترین موارد ثبتشده حدود ۷۵ درصد برآورد میشود. اثر اصلی آن احتمالاً با پیشرفت فصل کشت در آمریکای جنوبی مشخص خواهد شد. در شرایطی که ذخایر ذرت آمریکا کاهش یافته، هرگونه آسیب جدی به محصولات برزیل و آرژانتین میتواند توازن فعلی عرضه جهانی را تغییر دهد.
در مجموع، محور بازار در حال تغییر است. دریای سیاه همچنان اهمیت بالایی دارد، اما دیگر تنها عامل تعیینکننده نیست. انرژی گرانتر، افزایش هزینه حمل، موقعیت سنگین خرید صندوقها و ریسک النینو اکنون در کنار آن قرار گرفتهاند.
در گندم، عرضه مناسب سایر صادرکنندگان فعلاً بخشی از محدودیت دریای سیاه را جبران کرده؛ در ذرت، کاهش ذخایر آمریکا و افزایش نیاز وارداتی اروپا در برابر عرضه آمریکای جنوبی قرار گرفته؛ و در سویا، خرید چین همچنان عامل اصلی حمایت از بازار است. از اینجا به بعد، علاوه بر جریان واقعی صادرات دریای سیاه، تحولات انرژی، هزینه حمل و شرایط کشت آمریکای جنوبی میتوانند نقش پررنگتری در تعیین جهت بازار داشته باشند.




































نظر شما