نویسنده: دکتر حسین شیرزاد، تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی

جنگ غیرقانونی امپریالیستی یا تجاوز بی رحمانه ای که توسط ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آغاز شده، بزرگترین شوک در عرضه کالا را به وجود آورده به گونه ای که اکنون بازارهای جهانی کالاها در حالت "رود رانر" (Road Runner) هستند. در پاسخ به این حمله بی‌ دلیل، ایران تقریباً تنگه هرمز را بسته و با استفاده از اهرم ژئواکونومیک،  انتقال مقادیر عظیمی از نهاده‌های حیاتی اقتصاد جهانی را متوقف کرده است،  بطوری که جهان هرگز شاهد چنین وقفه ‌ای در عرضه کالا نبوده است. این بحران به راحتی از بحران نفتی سال پنجاه و هفت که با انقلاب ایران آغاز شد و در آن تولید نفت خام ۴ درصد کاهش یافت، پیشی می‌گیرد. چهل و هفت سال بعد، هرمز گذرگاه یک پنجم نفت خام و یک پنجم گاز طبیعی مایع جهان است. همچنین نقطه ترانزیت یک سوم اوره صادراتی است - ماده اولیه ‌ای که برای تولید کود استفاده می‌شود و غذای نیمی از جمعیت جهان را تامین می‌کند. تقریباً نیمی از گوگرد صادراتی - که برای کود و همچنین استخراج فلزات از سنگ استفاده می‌شود - تحت تأثیر قرار گرفته است، همانطور که هلیوم که برای تولید میکروچیپ‌ها استفاده می‌شود، تحت تأثیر قرار گرفته است.  فعالیت پتروشیمی‌هایی مانند متانول و پلی‌اتیلن نیز مسدود شده‌اند.  از سویی،  روز به روز، جنگ خاورمیانه در حال تبدیل شدن به یک فاجعه زیست ‌محیطی است. در خشکی و دریا، انبارهای سوخت، میدان‌های نفتی، پالایشگاه‌های پتروشیمی، تانکرهای نفت و گاز در حال سوختن هستند و دود سمی را در هوا منتشر نموده و لجن را به آب‌های خلیج فارس و دریای عمانمی‌ریزند.  از سوی دیگر آمریکا با محاصره دریایی سعی دارد تاضمن تشدید ناکارآمدی های مدیریتی، گزینش سیاستهای غذایی اشتباه و همزمان با خلق "تورم سوپرمارکتی"،  ایجاد تورم در زنجیره تامین و ارزش تولید کشاورزی،  صنعت دام، طیور وآبزیان کشور را تضعیف نموده و با تبلیغاتی بی سابقه ناپایداری قیمت ها و مآلا سفره مردم ایران را هدف قرار دهد.

 قدرت نرم آمریکا بر علیه ایران

آمریکا نه تنها قدرت نظامی است، بلکه قدرت برتر کشاورزی نیز هست. با تولید بیش از ۴۰۰ میلیون تن غلات از سال ۲۰۲۳، این کشور در زمینه ذرت و سویا پیشرو است و در میان بزرگترین صادرکنندگان گندم قرار دارد. مزارع آن به اندازه بمب های اتمی اش استراتژیک هستند. هر تن غلاتی که از آیووا یا کانزاس خارج می‌شود، نفوذ آن را در بازارهایی که میلیون‌ها نفر برای زندگی به آن جریان وابسته هستند، افزایش می‌دهد.  قدرت کشاورزی ایالات متحده بی‌طرف نیست. این قدرت به یک سیستم یارانه ‌ای عظیم به ارزش بیش از ۳۰ میلیارد دلار در سال متکی است که باعث می‌شود محصولات آمریکایی ارزان‌تر از محصولات محلی به بازارها سرازیر شوند. تمام کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا شاهد نابودی کشاورزی معیشتی خود به دلیل ذرت و گندم یارانهای شمال بوده‌اند. به اصطلاح کمک غذایی اغلب به عنوان دامپینگ پنهان عمل می‌کند - غلات آمریکایی با قیمت پایین تحویل داده می‌شوند که تولید محلی را از بین می‌برد اخیرا ترامپ به ایران "پیشنهاد بی شرمانه" خرید ذرت و سویا را داده است اما ایالات متحده ترامپ ،  دیپلماسی گرسنگی را اجرا می‌کند.  ترامپ از طریق برنامه جهانی غذا و معاملات تجاری، از مازاد تولید برای گشودن بازارها و جذب متحدان علیه ایران در شورای امنیتاستفاده می‌کند. ذرت و سویا با شرایطی همراه هستند. هر کسی که غلات را دریافت کند، تحت فشار نیز قرار می‌گیرد.  تناقض آشکار است. آمریکا غلات را برای تغذیه کره زمین کشت می‌کند، اما از آن به عنوان یک ابزار قدرت سیاسی استفاده می‌کند. مزارع آن فقط غذا تولید نمی‌کنند. آنها وابستگی ایجاد می‌کنند. و این وابستگی به اندازه هر زرادخانه‌ای سلاحی قدرتمند است.   ایرانمستقل؛  هفتمین کشوری است که در پانزده ماه اول ریاست جمهوری ترامپ مورد مداخله نظامی ایالات متحده قرار گرفته است؛ از این هفت کشور، پنج کشور غنی از نفت هستند.  حملات به تنگه هرمز نه تنها حمل و نقل را متوقف کرده است. به لطف حملات به زیرساخت‌های نفت و گاز و کمبود فضای ذخیره‌سازی، بسیاری از شرکت‌ها نیز مجبور به تعطیلی تولید شده‌اند. این امر تضمین می‌کند که امواج شوک مدت‌ها پس از پایان جنگ همچنان ادامه خواهند داشت. در بسیاری از موارد، راه‌اندازی مجدد تأسیسات سریع یا قابل پیش‌بینی نخواهد بود. کارخانه‌های اوره ممکن است چند هفته طول بکشد تا دوباره راه‌اندازی شوند؛ میادین نفتی کویت و عراق ممکن است تا شش ماه طول بکشد تا دوباره پمپاژ کنند. برخی از ظرفیت LNG قطر برای سال های آینده غیرفعال خواهد بود. تا زمانی که ایران به خواسته های خود دست نیابد، هیچ چیز نمی‌تواند دوباره راه‌اندازی شود.  البته تأثیرات بلندمدت این جنگ هنوز دیده نشده است، اما بدون شک بسیار گسترده و عمیق خواهند بود.  

ژئوپلیتیک نیروی اصلی تغییر سیستم‌های کشاورزی-غذایی

افزایش ریسک نظامات بین المللی غذا،  به دلیل چشم انداز ژئوپلیتیکی مدرن، با ۵۹ درگیری فعال از سال ۲۰۲۳،  و تبدیل تجارت غذا به سلاح و آسیب پذیری در مناطق وابسته به واردات از مدتی قبل مشهود بود. اما با انتخاب ترامپ و ظهور مجدد" تفکر ترامپیسم"، و افزایش تنش‌های بین‌المللی،  اکنون ژئوپلیتیک به نیروی اصلی تغییر سیستم‌های کشاورزی-غذایی در سراسر جهان تبدیل شده است . سیستم‌های کشاورزی-غذایی به تولید، فرآوری، توزیع، مصرف و مدیریت پسماند پویای مواد غذایی اشاره دارند و شامل وابستگی متقابل عوامل اقتصادی، زیست‌محیطی و سیاسی هستند در این میان،  ژئوپلیتیک هم مفهومی است که تعامل قدرت بین کشورها بر سر منابع، سرزمین‌ها و نفوذ را توصیف می‌کند و تاثیر آن در این سیستم‌ها از طریق درگیری‌ها، مسائل تجاری و رقابت بر سر منابع استراتژیک مشهود است . این رابطه را می‌توان از طریق چندین مکانیسم کلیدی درک کرد: (الف) سیاست‌ها و محدودیت‌های تجاری مانند تعرفه‌ها و ممنوعیت‌های صادراتی که بر دسترسی به مواد غذایی و قیمت‌ها تأثیر می‌گذارند؛ (ب) کنترل بر نهاده‌های حیاتی کشاورزی و منابع طبیعی از جمله زمین، آب و کودها؛ (ج) درگیری‌ها و تحریم‌های ژئوپلیتیکی که زنجیره‌های تولید و تأمین را مختل می‌کنند؛ و (د) آسیب به زیرساخت‌ها و تکه‌تکه شدن زنجیره تأمین ناشی از بی‌ثباتی سیاسی. این تغییرات ژئوپلیتیکی صرفاً نظری نیستند؛ بلکه اختلالات واقعی در زنجیره‌های تأمین مواد غذایی ایجاد می‌کنند.  اعداد و ارقام در این رابطه دروغ نمی‌گویند - آنها افشا می‌کنند. تا سال ۲۰۵۰، تقاضای غذا به ۱۲ تریلیون دلار در سال خواهد رسید، در حالی که بازار جهانی در حال حاضر معادل ۶.۸ تریلیون دلار در حال حرکت است. این فقط گرسنگی نیست. این تجارت است. این بحران از ال نینو،  خشکسالی و کمبود نهاده ها ناشی نمی‌شود.  بلکه از سود ناشی از معامله غلات در شیکاگو حاصل می‌شود.  ممنوعیت صادرات، افزایش قیمت‌ها و تأثیرات آن بر کشورهای کم ‌درآمد در طول تاریخ،  نشان داده که سیستم‌های کشاورزی-غذایی با ژئوپلیتیک در هم تنیده‌اند، چه از طریق استخراج منابع استعماری، چه از طریق قدرت نرم از طریق کمک‌های غذایی در طول جنگ سرد یا تاکتیک ‌های مشابه ؛  این درهم ‌تنیدگی اکنون با جهانی شدن تشدید می‌شود، که زنجیره‌های تأمین بسیار به‌هم‌ پیوسته را در معرض شوک‌ها قرار می‌دهد. خطرات ژئوپلیتیکی با افزایش هزینه‌های حمل و نقل، توزیع مجدد بار و طولانی‌تر کردن زمان تحویل، که معمولاً منجر به خالی شدن قفسه‌ها و افزایش قیمت‌ها می‌شود، زنجیره‌های تأمین را مختل می‌کنند . برای روشن شدن موضوع، رویدادهای ژئوپلیتیکی که منجر به اختلال در برداشت می‌شوند، می‌توانند باعث واکنش‌های سیاسی شوند، مثلاً ممنوعیت‌های صادراتی که باعث افزایش قیمت‌ها و بی‌ثباتی سیاسی می‌شوند. این امر را می‌توان در تبدیل صادرات مواد غذایی به سلاح، جایی که دولت‌ها از قدرت کشاورزی به عنوان اهرمی برای کسب نفوذ استفاده می‌کنند، ردیابی کرد، همانطور که در جریان تحویل غلات استراتژیک روسیه به آفریقا در طول درگیری اوکراین رخ داد. نکته مهم این است که این اقدامات تأثیر نامتناسبی بر کشورهای کم‌درآمد دارند،  چون وابستگی به واردات مواد غذایی، جمعیت آنها را در معرض شوک‌های برون‌زا قرار می‌دهد که به طور مداوم چرخه فقر و بی‌ثباتی را تقویت می‌کند بنابراین خطرات ژئوپلیتیکی تغییر شکل زنجیره‌های تأمین کشاورزی-غذایی و عنصر ژئوپلیتیک با تغییر جریان‌های تجاری، دسترسی به منابع و انگیزه‌های تولید، در حال تعریف مجدد سیستم‌های کشاورزی-غذایی است. دولت‌ها نگران خودکفایی در جهانی تکه ‌تکه هستند، که محیط زیست به عنوان یک قربانی در آن قرار دارد و شرکت‌های چندملیتی باید از تعرفه‌های تجاری و تحریم‌ها عبور کنند. این امر با افزایش خطرات ژئوپلیتیکی هدایت می‌شود، که در صدر بررسی‌های اجرایی در صنعت غذا و کشاورزی قرار دارند. جنگ در اوکراین، اختلالات دریای سرخ و تهدیدات امنیت سایبری نمونه‌هایی هستند که بر سیاست تجاری ایالات متحده تأثیر می‌گذارند و به نوبه خود بر اعتماد مصرف‌کننده و سرمایه‌گذاری تأثیر می‌گذارند. نمونه‌هایی از این تغییر چارچوب شامل جنگ‌های تجاری و تعرفه‌ها است. اقدامات حمایت‌ گرایانه، از جمله تعرفه‌های ایالات متحده و چین، باعث اختلال در زنجیره تأمین می‌شود و چین از آنجایی که باید امنیت غذایی خود را تقویت کند،  تلاش دارد تا کمتر به محصولات ایالات متحده وابسته گردد.  تلافی احتمالی به شکل تعرفه ۶۰ درصدی بر واردات چین ممکن است تلافی علیه محصولات کشاورزی ایالات متحده را تشدید کند و جهان را به سمت خودکفایی و منابع متنوع سوق دهد. این امر چشم‌اندازهایی را برای بازارهای نوظهور باز می‌کند اما رقابت‌پذیری ایالات متحده را تضعیف می‌کند. به همین ترتیب، زیرساخت‌های کشاورزی به معنای واقعی کلمه مورد حمله درگیری‌های مسلحانه قرار می‌گیرند، مانند اوکراین، که کل خسارت تا مارس ۲۰۲۶ به ۴۹.۲ میلیارد دلار رسید و ۳۸۹.۵ میلیارد دلار دیگر نیز به زیرساخت‌های آبیاری خسارت وارد شد. این تخریب نه تنها تولید محلی را سرکوب می‌کند، بلکه به سایر نقاط جهان نیز سرایت می‌کند، زیرا کمبود کود تا سال ۲۰۲۷ ادامه خواهد داشت. مهمتر از همه، این تحولات، نابرابری‌های نهادی را نشان می‌دهد. این امر به طور نامتناسبی بر کشورهای کم‌ درآمد و متوسط ‌که به واردات از مناطق حاصلخیزی، مانند روسیه و اوکراین (۲۵٪ از صادرات جهانی گندم و جو) وابسته هستند، تأثیر می‌گذارد.  تنش‌های ژئوپلیتیکی هزینه‌ها و زمان‌های تحویل را افزایش می‌دهد و منجر به ناامنی غذایی می‌شود از سویی ژئوپلیتیک، آسیب‌پذیری کشورهای دورافتاده‌ای را که به واردات متکی هستند، تحت تأثیر قرار می‌دهد. علاوه بر این، ژئوپلیتیک با سایر بحران‌ها، از جمله بیماری‌های همه‌گیر و نوسانات اقتصادی، که اثرات آنها را تشدید می‌کند، همپوشانی دارد. در منطق ترامپیسم،  جنگ‌ها، اختلافات تجاری، شوک‌های اقلیمی، کاهش کمک‌ها و افزایش تمرکز بازار، امنیت غذایی جهانی را تغییر شکل می‌دهند.  وابستگی به بازارهای جهانی بی‌ثبات و زنجیره‌های طولانی تأمین، بسیاری از کشورها را به طور فزاینده‌ای در برابر نوسانات قیمت مواد غذایی، افزایش هزینه‌های واردات و اختلالات عرضه آسیب‌پذیر می‌کند - و بیشترین تأثیر را بر مصرف‌کنندگان کم‌درآمد و کشورهای وابسته به واردات وارد می‌کند.  اشاره وزیر کشاورزی دولت ترامپ به ایران مبنی بر اینکه در بحبوحه تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی، نوسانات قیمت و گرسنگی، کشورهایی که به واردات نهاده ها و مواد غذایی و زنجیره‌های تأمین طولانی و پیچیده متکی هستند، به طور فزاینده‌ای در معرض شوک‌های خارج از کنترل خود قرار دارند و ابزارهای لازم برای تثبیت قیمت‌ها و حفظ دسترسی به غذا - از جمله ذخایر غذایی، مدیریت عرضه و سیستم‌های غذایی محلی قوی‌تر - در مقیاس وسیع مورد استفاده قرار نمی‌گیرند.  ناظر بر استفاده از ابزار" تنش‌های ژئوپلیتیکی" برای وادار کردن دولت های مستقل به تسلیم است. ترامپیسم القا میکند که نان دنیا دیگر در تنور پخته نمی‌شود. قیمت آن روی صفحه نمایش‌ها تعیین می‌شود. گندم صاحبی دارد.  اما گرسنگی نه.  اکنون در سال ۲۰۲۵، تجارت غذا بیشتر از نفت است و غلات ۳۰٪ از تجارت جهانی کالا را تشکیل می‌دهند. هر تُن گندم قیمتی بالاتر از جان یک دهقان دارد و هر خشکسالی فرصتی برای یک صندوق پوشش ریسک است.

سخن پایانی

دولت چهاردهم باید بداند که غذا قدیمی‌ ترین منبع استراتژیک بشریت و تعیین‌کننده‌ ترین منبع برای آینده است. هیچ جامعه ‌ای بدون نان، برنج،  گوشت،  ذرت یا آب زنده نمی ‌ماند. غذا دیگر فقط تغذیه نیست. پول است، باج‌گیری است، سلاح است. گندم از گلوله هم باارزش‌تر است، چون می‌تواند در سکوت آدم بکشد.  استراتژیست های دولت ترامپ این را می‌دانند. اما مسئولان وزارت جهاد کشاورزی ما هنوز به اهمیت آن پی نبرده اند.  سازمان برنامه و بودجه کشور نمی داند که گندم، ذرت، سویا و برنج به ابزارهای فشار در جنگ‌ها، تحریم‌ها و مذاکرات تجاری تبدیل می‌شوند.  جنگ، تحریم، بن بست مذاکره و بازهم جنگ،  محاصره بنادر، یک خشکسالی یا کمبود کالایی که در بازار و بورس اغراق می‌شود،  حتی یک قرارداد صادراتی که به حالت تعلیق در می‌آید – و متاسفانه آمارسازی های مضحک از میزان تولید،  میلیون‌ها نفر را در چنگال توهم دولت ورشکسته و خیالات ناامنی غذایی گرفته و به مردم القا می کند که موجوداتی رها شده‌اند که نمی‌توانند با ریسک ها و زورگویی مقابله کنند و حالا تسلیم آخرین راه است. اما فراموش میکنند،  در بازار غذای ایران، غلات فقط غذا نیستند، بلکه قدرت هستند. اگر معیشت ملت در دستان متخصصین درست باشد، آنها را سیر می‌کنند. اگر دست‌های نادرست باشند، آنها را گرسنه و ناراضی نگه می‌دارند.  کوچک شدن سفره ها،  گرانی غذا  و کاهش کالری امروز مردم فقط نتیجه‌ ی کمبود نیست. این نتیجه‌ی  نادیده گرفتن خیل عظیمی از متخصصین کشاورزی و خانه نشین کردن آنان،  بوروکراسی قوم محور، گزینش افراد بی تجربه و نادرست در مهمترین منصب های غذایی و سیاستهای نادرست بازرگانی در حوزه غذا و کشاورزی است.  لذا باید بپذیریم که غذا می تواند به بی ‌صداترین و مؤثرترین سلاح قدرت در جنگ اخیر تبدیل گردد.  برای ایجاد هرج و مرج و شورش خیابانی نیازی به شلیک گلوله و موشک نیست. فقط تعدادی از غیر متخصصین و بی تجربه ها را در مناصب حساس بکار گمارید،  یک بندر را ببندید، یک محموله کشتی گندم را متوقف کنید یا قیمت نهاده هایی مانند کنجاله سویا و ذرت را افزایش دهید.  قرار است شوک گرسنگی، که از سوی سیاست های ترامپ مدیریت می‌شود، بدون شلیک گلوله، کل مردم را مطیع مطامع شوم خود سازد.  آنچه که باید یک حق اساسی باشد، به یک میدان نبرد نامرئی تبدیل شده است که در آن ضعیف ترین کشورها همیشه بازنده هستند.  سودان و غزه جلوه آن را به شکل خام نشان می‌دهند.  محاصره دریایی و مسدود کردن غذا و آب به روشی از جنگ تبدیل شده است که جمعیت غیرنظامی به دام افتاده را مجازات می‌کند اینجا همان جایی استکه گرسنگی فقط یک پیامد نیست، بلکه یک استراتژی عمدی است. قدرت واقعی آینده ‌نگری نه تنها در تحلیل پتانسیل‌های منحصر به فرد رویدادها، مفاهیم و نوآوری‌های رادیکال، بلکه در شناسایی تقاطع‌ های غیرمنتظره‌ ای که بین آنها پدیدار می‌شود، نهفته است. جنگ تحمیل شده بر کشور عزیزمان،  قطعا امکانات جدیدی را ایجاد می‌کند،  حقایق آن،  پارادایم‌های موجود کشاورزی مملکت را به چالش می‌کشند و توسعه مسیرهای استراتژیک برای پیمایش گذارهای پیچیده را ضروری می‌سازند. با درگیر شدن با این پیچیدگی، ساختارهای دولتی باید بتوانند به گونه‌ ای طراحی شوند که به طور فعال عدالت، تاب‌آوری و پایداری غذایی را تقویت کنند، نه اینکه به روش خو گرفته این دولت،  صرفاً به تغییر پاسخ دهند.

کد مطلب 57296

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =